من و آرزوهای تیاتری ام در گیلان

بهرام تشکر *






من زاده بندرانزلی هستم و عاشق این خاک. اگرچه سال هاست در تهران زندگی می کنم اما هیچ گاه ارتباطم را با زادگاهم قطع نکردم. هنوز خانه پدری ام در انزلی سرپاست و خانواده ما هم مدام برای تعطیلات به آنجا می روند. خودم هم دوستان خیلی خوبی در رشت دارم و این شهر حتی شاید بیش از انزلی مرا به خود می کشاند و اوقات بسیاری را در آن می گذارنم اما ارتباطم با اهالی هنر و تیاتر گیلان از زمانی جدی شد که تصمیم گرفتم تیاتر «دختر یانکی» را در رشت به روی صحنه ببرم. نمایشی که در شهرهای بزرگ ایران به روی صحنه برده بودیم و حتی در تهران هم یک ماه اجرا شد. نمایشی که استقبال زیادی از آن شده بود و حسن ختامش با رشت بود. برای من و بهنام (برادرم) انتخاب رشت به عنوان آخرین مقصد اجرای دختر یانکی به دو دلیل بود. اول اینکه رشت اولین شهر دارای سالن تیاتر در ایران بود و پس بهترین شهر برای آخرین اجرای ما محسوب می شد و دوم اینکه دوست داشتیم اختتامیه را در استان زادگاه خودمان برگزار کنیم. اعتراف می کنم که اگرچه به فرهنگ و شعور هنری گیلانی ها اعتماد داشتیم اما هیچ گاه فکرش را هم نمی کردیم که بیشترین واکنش مثبت و بهترین تعریف ها را از همشهریان خودمان بشنویم. استقبال آنقدر خوب بود که ترجیح دادیم تعداد اجراها را از سه روز به یک هفته برسانیم که البته به خاطر مسایل اداری و حاشیه ای موفق به انجامش نشدیم. اما مطمین بودیم که رشت ظرفیت بیش از هفت شب اجرا را هم دارد. همانطور که در تهران موفق به انجامش بودیم. نمایش یانکی اما به جز آن استقبال خوب یک دستاورد دیگر هم برای من به شخصه داشت و آن آشنایی ام از نزدیک با تیاتری های گیلان بود. هنرمندانی که اکثرشان در آن روزهای اجرا و قبل و بعد از آن به من و عوامل نمایش لطف داشتند و هنوز که هنوز است رابطه مان را حفظ کرده ایم و درصدد ایجاد و انتقال تجربیات مشترکمان باهمدیگر هستیم.
از زمان اجرای نمایش دختر یانکی در رشت همواره درصدد بوده ام که مجددا با نمایش دیگری به شهر زادگاهم برگردم تا اینکه با دیدن خیابان های سنگفرش شده میدان شهرداری رشت آتش دیگری در دلم شعله زد. آتش اجرای تیاتر خیابانی در خیابان های پاریسی شده رشت. فکرش را بکنید. روی سنگ فرش های خیابانی زیبا درحال اجرای نمایشی باشید که مردمان زیادی دورتان حلقه زده اند و شما روزها و روزها این نمایش را در آن مکان اجرا کنید. تجربه ای بکر و بی بدیل. نمایش بی واسطه هنر جلوی چشمانی که زل زده اند از نزدیک به چشمانت و هرم نفس هایشان را می توانی حس کنی. شهرداری رشت شانزلیزه ایران است و مسلما که حس خوبی دارد اجرای یک تیاتر خیابانی در این خیابان زیبا.
دومین هدف و آرزوی دست یافتنی من که مربوط به گیلان و رشت باشد اما اجرای یکی از بهترین آثار نمایشی ایران است. «ملودی شهرباران» اثر ماندگار نمایشنامه نویس قدر گیلانی ، مرحوم اکبررادی. نمایشنامه نویسی که اهالی تیاتر وامدار او هستند. حال فکر کنید سودای اجرای نمایشی از یک نمایشنامه نویس گیلانی با مضمون داستانی مربوط به گیلان در سالن تیاتر شهر رشت که به زودی ساختش به اتمام خواهد رسید چه حسی می تواند در دل یک کارگردان گیلانی که بنده باشم ایجاد کند.
بنده که سخت مشتاق فرارسیدن آن روزی هستم که بتوانم این دو آرزو را جامه عمل بپوشانم. چون رشت و شهرهای گیلان برای یک نمایش ماندگار سخت تشنه هستند و از نظر من اگر متن نمایش و عوامل اجرای آن به درستی و متناسب با سلیقه بالای مردم گیلان انتخاب شوند هیچ ریسکی در اجرای آن وجود ندارد و شب هایی به یادماندنی هم برای تیاتر گیلان ، هم برای عوامل اجرای نمایش و هم برای تماشاگران رقم خواهد زد.
*کارگردان و بازیگر تیاتر