چرا تیاتر گیلان مخاطب ندارد؟

وحید تقی زاده *






تجربه بعضی اجراها در طی سال های اخیر نشان داده است که مخاطب تیاتر وجود دارد, چراکه ما در سال های گذشته شاهد استقبال بی نظیر در تاریخ نمایش استان گیلان بوده ایم که می توان نمایش "در انتظار گودو" ،"رابینسون و کروزو" و "ادامه مطلب" را نام برد و همچنین اشاره ایی داشت به نمایش هایی که به واسطه موسسات فرهنگی از تهران به گیلان سفر کرده اند. لاجرم ما در می یابیم که نه تنها مخاطب تیاتر فرهیخته در استان وجود دارد,بلکه مخاطبین معمولی و مشتاق برای از این دست آثار نیز در بستر جامعه حضور دارند. پس سوال را به شکل دیگری مطرح می کنیم: ریشه عدم استقبال مخاطب از تیاتر چیست؟ در مورد گزینه استقبال (فروش),شدن از هر پرفرمنس (, رویداد, اتفاق, اجرا) نیازمند بستر سازی برای آن رویداد نیز می باشیم. اگر این رویداد را حتی یک فروشگاه یا یک مجموعه تازه تاسیس هم در نظر بگیریم, هیچکدام از این قاعده مستثنی نیستند. حال استقبال از تیاتر یا هنر از سوی مخاطب را در بستر نامناسب تعلیم و تربیت مخاطبین و نیز هنرمندان این عرصه می بینیم. در جوامع توسعه یافته آموزش اولیه هنر (تیاتر) از دوران کودکی و پیش دبستانی آغاز می شود و از لحاظ روان شناسی تربیتی (نگاهی به ژان پیاژه) تاثیر عوامل کلیدی آموزشی و تربیتی مناسب که پاسخ آن در بزرگ سالی نمود پیدا می کند در همان دوران پیش دبستانی روی می دهد. عادت به دیدن تیاتر و ساعت مشخص کاربردی تیاتر و نمای ش و بازی (بازی های هنری شامل نقاشی,موسیقی و ...) با بازی های عروسکی در ما نمود پیدا می کند و وظیفه خانواده و سیستم آموزشی (اگر دیدن تیاتر را به عنوان یکی از نیازهای جامعه پذیرفته اند) نهادینه کردن این آموزش می باشد.
تیاتر تنها هنری است که به واسطه رو در رو بودن رابطه بسیار مستقیمی با مخاطب خود برقرارمی کند. این ویژگی باعث می شود که در جوامع توسعه یافته و پیشرو از آن به عنوان ابزاری تربیتی (تیاتر پداگوژیک) استفاده کنند. به عنوان مثال: رعایت قوانین شهروندی اعم از راهنمایی و رانندکی تا تفکیک زباله, آلودگی صوتی و توجه به حقوق شهروندی دیگران و ... .
همین روند منجر به آغاز رابطه دو طرفه ایی می شود که از طریق تیاتر مردم آموزش می بینند و در عین حال با تیاتر نیز آشنا می شوند, مانند استفاده از تیاتر شورایی, هپنینگ و محیطی که گروه تیاتر نان و عروسک را می توان به عنوان یکی از موفق ترین نمونه های آن نام برد.
لذا این فرهنگ سازی درون شهری وظیفه مدیریت شهری و سازمان های زیرنظر شهرداری مانند (زیباسازی و پسماند و ... است) که متاسفانه در استان گیلان بسیار کم روی می دهد و . در رشت نیز مورد پرداخت قرار نگرفته به نحوی که اجراهای انجام شده نیز متاسفانه به افرادی سپرده شده که آشنایی و تجربه ایی پیرامون مقوله پداگوژیک نداشتند, زیرا اینگونه اجراها از حساسیت بسیار بالایی برخوردارند و باید با نگاهی به روانشناسی اجتماعی اثر را با در نظر گرفتن فرهنگ هر منطقه به وجود آورده و اجرا کنند.
چرایی عدم استقبال مخاطب تیاتر چیست؟
چون تیاترمان دارای کیفیت مناسب برای جذب مخاطب نیست.
کیفیت مناسب را چه کسی نابود می کند؟ و چگونه کیفیت مناسب به دست می آید؟ و تشخیص آن بر عهده چه کسانی است؟ و آیا استقبال مخاطب به دلیل کیفیت یک اثر است؟ مسلما پرداختن به تمام این مسائل در یک مقاله نمی گنجد, چرا که نیازمند به بررسی بسیار موشکافانه ایی دارد.
پس مجدا به سوال اول باز می گردیم: چرا تیاتر مخاطب ندارد؟
مطرح کردن این سوال در استان گیلان از پایه اشتباه است. چرا که در استان گیلان و کلان شهر رشت سالن تیاتر نداریم و این انتظار بی جایی است که مخاطب تیاتر داشته باشیم. زمانی بسیار دور در این شهر تماشاخانه ایی وجود داشت اما با ورود گروه های نمایشی از تهران که بیش از تیاتر جدی به نمایش های سرگرم کننده و بعضا رقص و آواز می پرداختند, از رونق تماشاخانه ها کاسته شد و پس از آن هچ مکان یا سالن اختصاصی که فقط برای تیاتر مورد استفاده قرار گیرد در شهر رشت تعریف نشده است. سالن سردار جنگل که در سال 87 به بهانه بازسازی تبدیل به مخروبه شد, به عنوان تیاتر شهر بازسازی شود اما این مورد حتی با توجه به قول مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال پیش نیز محقق نشد و متاسفانه در حال حاضر سال هاست تنها محل موجود برای اجرا سالن همایش شهید انصاری (وارش سابق) خاتم الانبیا است که از لحاظ ساختاری برای اجرای نمایش مناسب نیست و بیشتر برای کنسرت و سخنرانی طراحی شده است.
حقیقت این است که برای جذب مخاطب یک راه حل بسیار ساده وجود دارد, اینکه در شهر یک سالن نمایش واقعی به اسم تیاتر شهر, با یک تابلو و آدرس مشخص تاسیس شود و به صورت دائم در آن نمایش به اجرا درآید تا مخاطب به تیاتر عادت کند و به این درک دست پیدا کند که تیاتر به مانند غذا و لباس, نیاز ماهانه اوست.
حقیقت این است که در بسیاری از کلان شهرها کار بسیار ساده ایی انجام می شود, تابلوهایی با رنگ آبی در خیابان ها وجود دارند که مخصوص اطلاع رسانی در مورد رویدادهای هنری هستند و هنرمندان می توانند به صورت رایگان بر روی این تابلوها به تبلیغ اثر خود بپردازند. این امر باعث می شود مخاطب نیز با این حقیقت مواجه شود که هنر برای شهرداری ارزش دارد و این اهمیت به زندگی او نیز وارد شود.
همانطور که پیش از این اشاره شد نمایش هایی در رشت اجرا شده که به دلیل استقبال بسیار بالای مخاطب موجب آشتی آنها با تیاتر شده اما به دلیل عدم برنامه ریزی و کارشناسی نامناسب این روند هیچگاه ادامه دار نمی شود, چرا که هنوز نیز روند ارائه مجوز برای اجرای یک اثر در تنها سالن نمایش قابل استفاده استان چندان مشخص نیست, و نمی توان هیچگونه شاخصه کیفی خاصی را مورد اشاره قرار داد و گفت اثری باید دارای چنین شاخصه ها یا فاکتورهایی باشد تا بتواند در سالن اصلی به اجرا در آید و بعضا شاهد اجرای آثاری بسیار ضعیف, بدون مخاطب و حتی بعضی جنگ شادی مانند به عنوان تیاتر در سالن اصلی بوده ایم و موجب دلسردی مخاطبینی شده اند که به دلیل جدیت برخی گروه ها مججدا پا به سالن های تیاتر گذاشته اند, در حالی که آثار با کیفیت که بسیار جدی به مقوله تیاتر پرداخته اند همچنان در صف انتظارند و بعضا در این میانه بی نصیب نیز می مانند. لذا طرح این سوال که تئاتر در گیلان چرا مخاطب ندارد را بی اساس می دانم و اشاره میکنم که هر آن چیزی که روی صحنه گیلان اجرا میشود تئاتر نیست وسوال دیگری را جایگزین میکنم که : چرا در گیلان اثری که آن را تئاتر بنامیم بسیار کم است.
*بازیگر و کارگردان تیاتر