نگاهی اجمالی به وضعیت این روز های تئاتر شهرو استانمان

مهرداد هنرمند *






تئاتر در استان گیلان و به خصوص شهر رشت قدمتی دیرینه دارد. شهر رشت از نخستین شهرهای ایران محسوب می شود که تماشاخانه ی تخصصی تئاتری در آن افتتاح شد. در گذشته ایی نه چندان دور سالن های پر رونق نمایشی شهر رشت و هنرمندان کار بلد و تماشاگران خوش ذوق آن، زبانزد و الگوی بسیاری از شهرهای دیگر بود و این پیشینه ی هنری تئاتریمان و صد ها رویداد زیبای تئاتری دیگر باعث شده که حتی این روزها زمزمه نامگزاری شهر رشت به شهر تئاتر ایران نیز به گوش برسد. اما اگر تعارف را کنار بگذاریم و به حال و اوضاع این روزهای تئاتر شهرمان نگاهی داشته باشیم به سادگی می توان متوجه وخامت اوضاع بود. سالن هایی که روز به روز مخاطبانش را از دست می دهند و خالی و خالی تر می شوند. اما به راستی چرا؟ آسیب شناسی این مهم نیازمند نشست های تخصصی اهالی فن و هنرمندان این امرمی باشد اما در این نگارش، سعی داشته ام به عنوان شخصی که دستی بر آتش زیبا و سوزان تئاترمان دارد این امر را تا حد امکان از منظر شخصی خود برسی کنم.
1- دانش و سواد تئاتری.با حفظ احترام به همه ی هنرمندان با سواد و کاربلد شهر و استانم عرض می کنم که به اعتقاد بنده اولین و مهم ترین علت شکست های پی در پی تئاتر هایمان به خود جامعه ی هنریمان باز می گردد. چیزی که واضح و مبرهن است این است که هنرمند همواره باید یک گام از مخاطبانش جلو تر باشد. باید چیزی به روی صحنه به نمایش بگذارد که مخاطب از دیدن آن به وجد بیاید. این عدم آمادگی هنرمندان چه در مقام نویسنده و چه در مقام کارگردان و یا بازیگران و دیگر عوامل باعث شده که همواره مخاطبین با تئاترهایی میان مایه روبرو باشند. نمایش نامه های تاریخ مصرف گذشته و یا بی دغدغه که هیچ یک از مسائل مخاطب را نشانه نمی گیرد. کارگردانی های شلخته که با ارفاق می توان نام کارگردانی به روی آن گذاشت که عمدتاً خالی از نگرش و بینش کارگردانیست و بازیگرانی با ویژگی های تکنیکی نامناسب و خام به روی صحنه که گاه دیدنشان خسته کننده و ملال آور است همه و همه مخاطب را پس می زنند. در دنیای امروز به سختی می توان مخاطبین را راضی از سالن های نمایشی به بیرون هدایت کرد چون مخاطبین امروز بسیار سخت پسند و خوش سلیقه شده اند. به لطف رسانه ها و امکانات امروز، امروزه مخاطبین با بهترین بازی ها، کارگردانی ها، داستان ها و طراحی های صحنه و لباس و گریم و موسیقی آشنایند. مخاطبین امروز در سریع ترین زمان ممکن به جدید ترین فیلم های سینمایی جهان دسترسی پیدا می کنند، بهترین تئاتر ها را در شبکه های اینترنتی پیدا می کنند و شاهد پیچیده ترین داستان ها چه در قالب رمان و یا چه در قالب سریال و فیلم هستند. آیا به راستی می توان چنین مخاطبی را به سادگی راضی نگاه داشت ؟
2- امکانات سخت افزاری – نمی دانم چرا همیشه نام هنر با فقر و نداری همراه بوده. این مثل که هنر آب نان نمی شود را حتماً بارها شنیده ایم. در این میان هنر تئاتر گل سرسبد ندارهای هنر شده و هنر تئاتر شهرستان که با این حساب تکلیفش از قبل معلوم است. عدم وجود امکانات سخت افزاری مانند امکانات نوری مناسب، شرایط پخش صدا و امکانات سالن همیشه باعث شده که بخشی از طراحی های یک کارگردان تئاتر حذف شود. وجود نور و صدای مناسب به هیچ عنوان نقش تزعینی و تشریفاتی در تئاتر محسوب نمی شود. طراحی نور، لباس، صدا و امکانات صحنه همیشه عصای دست طراحان و کارگردان ها بوده و در نبودشان همیشه بخشی از اجرا لنگ می زند. امکانات سخت افزاری از جمله چیزهایست که در صورتی که درست و آگاهانه از آن استفاده شود می تواند مکمل یک اجرای خوب باشد و به لحاظ صمعی و بصری مخاطب را به حذ و لذت هنری مناسب برساند. نبود این امکانات بخش مهمی از زیبایی و طراحی یک کار را از آن جدا می کند.
3- سالن های نمایش نامناسب – سالن های غیر استاندارد و غیر اصولی با امکانات گرمایشی و سرمایشی نامناسب، چیدمان بد صندلی ها و اشراف بد به صحنه و دها نکته ی دگیر ضربه ای مستقیم بر کیفیت تئاتر ها شده. سیستم های گرمایشی و سرمایشی بد سالن ها به گونه ایست که در صورتی که روشن بمانند آنقدر سروصدا ایجاد می کنند که چیزی از تئاتر به گوش نمی رسد و به این آلودگی صوتی، عدم آگوستیک سالن و صدای ماشین های خیابان و دست فروش ها را نیز اضافه کنید تا عمق فاجعه کمی درک شود. در بسیاری از موارد به دلیل شرایط بد سالن و پوشش ضعف های موجود، هنرمندان به ناچار دست به دامان اجراهای پر اغراق و بازی های گل درشت و تصنعی می شوند و در نیای امروز تئاتر ( حد اقل در بخشی از سبک های اجرایی ) نمایشگری به پایین ترین حد خود رسیده که اجرای چنین نمایش هایی نیازمند سالن های مناسب با شرایط صوتی مناسب و فاصله مناسب مخاطب تا اثر است. هنوز شهر رشت و در نگاهی کلان تر استان گیلان از وجود یک کارگاه کوچک بلک باکس ( black box) استاندارد بی بهره مانده. سالن هایی با هزینه بسیار کم می تواند ساخته شود و بیشترین کاربرد را برای اهالی تئاتر داشته باشد.
4- تعجیل در تولید - حتماً شما هم این مثل ها را شنیده اید که می گویند چیز خوب دیر به عمل می آید. یا عجله کار شیطونه. یا گر صبر کنی زقوره حلوا سازم و ... مثل هایی این چنین همواره به صبر و شکیبایی تکیه دارند. چیزی که بسیار جایش در تئاترمان خالی ست. تولید یک اثر نمایشی قاعدتاً نیازمند تمرینات و هماهنگی های زیادی میان گروه نمایشی ست و این هماهنگی و تمرینات به تناسب سابقه و مهارت و توانایی هنرمندان و سبک و سیاق اثر بستگی دارد اما به طور معمول با توجه به بضاعت هنرمندان و آثار نمایشی استانمان می توان گفت که یک اثر نمایشی نیازمند تمرین شش، هفت ماهه است. چیزی که به لحاظ زمانی این روزها در پروسه تمرینی تئاتریمان اتفاق می افتد این است که نمایش ها در طول یک تا دو ماه و آن هم به میزان چهار، پنج ساعت تمرین در طول هفته برای صحنه آماده می شوند که نتیجه معمولاً اجراهایی ست خام و سطحی و شتابزده که گویی در اجرا همچنان شاهد تمرین یک گروه نمایشی باشیم. البته اینکه چرا این روزها گروه های نمایشی تا این اندازه پرشتاب در تولید آثارشان عمل می کنند خود نکته ایست که باید مفصل برسی شود. عدم وجود سالن های تمرین برای هنرمندان یا اگر منصفانه تر بگوییم وجود سالن های تمرین با ترافیک بالا برای هنرمندان باعث شده که زمان تمرینات کم و کم تر شود. گروه های نمایش یا مجبور هستند به شرایط این چنین تن دهند و یا برای جبران این نقیصه به سالن های تمرین خصوصی آموزشگاه ها پناه بیاورند که به این شکل طبیعتاً هزینه های دیگری به گروه متحمل خواهد شد. با یک حساب سرانگشتی و براوردهای احتمالی دخل و خرج یک اثر نمایشی معمولا هنرمندان تئاتر به این نتیجه می رسند که مورچه چیه که کله پاچه داشته باشه. مگه قراره چقدر از این کار درآمد داشته باشیم که اینقدر هزینه کنیم. تا حدی حقم هم دارند و ...
5- حضور چهره های مطرح سینما و تلویزیون-همیشه فرق میان تئاتر تهران و شهرستان ها زیاد بود و این روزها این فرق زیادتر هم احساس می شود. دیده می شود که اجراهایی در تهران حتی به فروش های میلیاردی دست پیدا می کنند. مقوله ایی که حتی تصورش هم برای تئاتر شهرستان نمی توان قائل بود. اما این به این معنی نیست که همیشه همه ی کارهای تهران با استاندارد های بالا و شرایط ایده آل به روی صحنه می روند اما تئاترهای تهران از یک شانس بی نصیب نمانده اند و آن هم حضور چهره های شاخص و سرشناس سینمایی در اجراهای نمایشی ست. تاثیر مثبت چهره های معروفی که مردم دوستشان دارند را نمی توان انکار کرد. بازیگران مطرح سینما و تلویزیون با حضورشان به روی صحنه های نمایشی بخش زیادی از فروش یک اجرا را می توانند تضمین کنند. هر چقدر هم که بخواهیم کیفیت یک اثر نمایشی را اصل قرار دهیم اما حضور چنین چهره هایی می تواند بسیار تاثیرگذار باشد. حال این سوال پیش می آید که چرا چهره های شاخص برنامه های تلویزیونی شبکه باران نمی توانند آنقدر که باید تاثیر گذار باشند؟ آیا توان این عزیزان هنرمند کمتر از دیگران است؟ قطعاً نه. در میان عزیزان بازیگری که در شبکه باران فعالیت می کنند، هستند هنرمندانی که قدرتمند و بسیار توانمندند اما حد و اندازه برنامه های تولید شده ی شبکه استانی یمان متاسفانه آنقدر کم مایه و سطحی ست که کم ترین توانایی عزیزان هنرمندمان را نمی تواند به تصویر بکشد و از این رو هنرمندان شاخص شبکه داخلی استان معمولاً به آن درجه از محبوبیت و مقبولیت لازم در میان عامه مردم دست پیدا نمی کنند که حضورشان وزنه سنگینی برای تضمین فروش آثار به روی صحنه باشد.
6- تبلیغات - بارها شده که با بعضی از شهروندان در باره فعالیتم یعنی حرفه ی تئاتر حرف زده ام و بعد از مدتی متوجه شده ام که صورتش به یک علامت بزگ تبدیل شده. مگر شهر ما تئاتر دارد؟ بعد از شنیدن این سوال حقیقتاً دنیا به روی سرم آوار می شود. دَخل کم توان و محقر ( اما شریف ) اجراهای نمایشی به عوامل اجرایی، آن اجازه ی تبلیغات وسیع شهری و میدانی را نمی دهد. تبلیغات که امروزه یک علم و دانش محسوب می شود اساساً در میان اهالی تئاتر جایی ندارد و معمولاً هنرمندان به تبلیغات رایگان صفحات مجازی و در نهایت به چاپ چند ورق پوستر اکتفا می کنند. پر واضح است که یک گروه مستقل تئاتری توانش بسیار کمتر از یک شرکت بزرگ بازرگانی یخچال فریزر و سس مایونز و چیبس و پفک است. بنابراین به هیچ عنوان شانس دست یابی به بنرهای بزرگ شهری را نخواهد داشت. بارها با مسئولین در باره ی تبلیغات حمایتی از گروه نمایشی صحبت شده، تخصیص جایگاه های ویژه ی بنرهای تئاتری، تبلیغات رایگان تلویزیونی در شبکه باران و حداقل زیرنویس های تبلیغی. همیشه جواب های امیدوار کننده و گوش نواز اما در عمل هیچ.
7- سطح آموزش – آموزش تئاترنه تنها در استان گیلان بلکه در نگاهی کلان تر در سراسر کشور و دانشگاه ها و آموزشگاه ها و موسسات هنری مطرح کشور نیز با بحرانی جدیی روبروست. سطح آموزش ها روز به روز پایین و پایین تر، دانشجویان و هنرجویان علاقه شان به کتاب و کتاب خوانی کمتر کمترو دسترسی به صحنه های تئاتر آسوده و آسود تر می شود. هیچ استانداردی برای مدرسین تئاتر وجود ندارد و از این رو خدا می داند در بسیاری از مراکز آموزشی هنری کشور چه دروغ هایی با نام هنر به علاقه مندان قالب می شود.
با وجود مشکلاتی که ضمنی به آن اشاره شد دیگر اینکه چرا اوضاع و احوال تئاتر شهر و استانمان به این روز دچار شده چیز عجیبی نیست که اگر غیر از این بود باید شک می کردیم.
*کارگردان تیاتر