همدلی ، حلقه مفقوده تیاتر گیلان

وحید احمدی آرا *






نوشتن از تاتر گیلان سخت است ...شاید از این روست که بارها صفحه ای جدید برمونیتور لبتابم باز شد و باز ، ذخیره نشده بسته شد...اما باور کنید نوشتن از تاتر گیلان سخت است .
حضور بیشمار هنرمندان سرشناس گیلان در صدر جدول مشاهیر تاتر تاریخ کشور ، از یکسو ، این همه دلیل ومستند و قصه و افسانه از" ترین "های گیلان در تاتر، نخستین سالن نمایش پس از فلانجا ، نخستین اجرای نمایش فلان پس از فلانجا ، نخستین بازیگر زن پس از ...
این همه " ترین " که نام گیلان را همواره به عنوان قطب نمایش کشور زبانزد کرده است از دیگر سو...
اما ملاحظه ی سلام علیکها و چشم در چشم شدن هرروزه با دست اندرکاران نمایش در هرسطحی و هر سن و سال و کسوتی در راهروها وطبقات اداره ارشاد از سوی دیگر نوشتن را سخت تر می کند ...لذا پیشاپیش اگر به ساحت وجایگاه هنرمندان کوچک وبزرگ استانم جسارتی می شود به خامی و ناآگاهی و عدم تسلط کافی من در حوزه تاتر گیلان بپذیرید و ...
شاید بدی و تلخی قصه از آنجا شروع شد که با حذف مقوله ای به نام سرمایه گذار و تهیه کننده از صنعت تاتر در گیلان بار همه امور ، حتا امور مالی به دوش هنرمندان و بازیگران وعلی الخصوص شخص کارگردان افتاد.عملا از پیگیری مراحل اداری و نامه نگاری و بوروکراسی ، تا اخذ مجوزهای تبلیغات و نظارت و حتا گاهی اجرای بلیط فروشی ، سفارش دکور و اجرای آن، بازاریابی برای جذب اسپانسرهای تبلیغاتی و تشویق و مذاکره با نهادهای دولتی برای خرید بلیط حمایتی ، حتا حساب و کتاب با بازیگران و دیگر عوامل اجرا، همه و همه، این کارگردانهای پیگیر و با سابقه هستند که حضورشان را عینا دراین مراحل حس و رویت می کنید.
من که بیشتر این موارد را عینا در حوزه ی تخصصی خودم ، برگزاری کنسرت پیگیرم روزی نیست که یکی از این عزیزان را نبینم که با جانی خسته و گاهی هم دلی شکسته پیگیر این امورند و با خنده گاهی به ایشان گفته ام که نمایشی از همین پشت صحنه های جانکاه نگارش و اجرا کنید .
کارگردانی که تا روز اجرا به جای تمرکز روی مسایل هنری و تکنیکی نمایش خود درگیر این حاشیه هاست باید توانی کم نظیرداشته باشد تا اثری خاص و تاثیرگذار ارایه کند.
شاید از همان زمانیکه هنر برای بسیاری از هنرمندان به عنوان تنها ممر کسب درامدشان تعریف شد غلبه ی این حاشیه ها بر اصل بیشتر نمایان و تاثیر گذارشد.
البته در شرایط فعلی که برای دولت وظیفه ای در قبال امرار معاش هنرمند تعریف نشده و سرمایه گذاران بخش خصوصی هم با کم رغبتی و نگاه بهره بردارانه به هنر می نگرند یک نمایشنامه نویس ، یک بازیگر ، یک کارگردان ، یک شاعر ، یک اهنگساز ...به جز اینکه با کمی تکنیک، تقلیل، تغییر و بازسازی هنر خود را به فن تبدیل کند تا قابل خرید وفروش و کسب درآمد شود ، چه می تواند بکند؟
اما نکته ی دیگری که توجه من را به عنوان یک مخاطب بیرونی اما آشنای خانواده تاتر گیلان به شدت به خود درگیر کرده ، عدم همدلی و همراهی بزرگان اسمی و واقعی این هنر با هم است.به جرات می گویم چند سالی است ندیدم عزیزی از اثر عزیز دیگری ازته دل تعریف کند و بر مقام و جایگاه هنری همکارش ارج بنهد و او را دراوج بخواهد.
انگار که همه جای یکدیگر را تنگ کرده اند و از سهم دیگری کم شده است .
شاید این مشکل عموم هنرمندان ایران و علی الخصوص گیلان است اما به شکل حاد در حوزه ی نمایش گیلان مشاهده می شد.
خوشبختانه در چندسال اخیر با کثرت و تعدد اجراها و رونق بیشتر این هنر به نظر میرسد این موارد و تنشها کمرنگ تر شده است اما چه خوب است شاهد یکدلی و یکرنگی بیشتر اصحاب این هنر خصوصا پیشکسوتان آن باشیم ، که ارزویمان نشود یکی از این هنرمندان ما را برای دیدن نمایش دیگری حداقل تشویق کند !
از سوی دیگر مبحث اجراهای غیر بومی و ملی که شاید خود من در کنار تعداد محدودی از همکاران خود پیگیر آن بودیم هم قصه ی خودش را دارد.پس از چند تجربه ی خوب از این اجراها و استقبال بی نظیر مردم از نمایشهایی همچون دختر یانکی و ...که با هنرمندی چهره های مطرح ملی اجرا شد ، توانستیم نگاه سرمایه گذاران و حتا اسپانسرهای تبلیغاتی را به این حوزه بچرخانیم .
در حالیکه کارشکنی و مقاومت خصمانه و عجیبی از سوی تعداد اندکی از هنرمندان بومی دیده می شد و قیمت بلیطها حداقل سه تا چهار برابر قیمت بلیطهای نمایشهای استانی تعیین شده بود ، اما حضور چشمگیر مخاطب تازه نفس تاتر در سالنهای اجرای نمایش جان تازه ای به این هنر دمید.
گمان و تحلیل ما این بود که شناسایی و تشویق مخاطب خاص تاتر در گیلان و ایجاد یک بانک اطلاعاتی و تبلیغاتی از ایشان قطعا یک قدم مثبت در بخش اقتصاد این هنر خواهد بود.
مخاطبی که عادت کند دست کم ماهی یک تاتر خوب تماشا کند و هزینه ی بلیط تاتر را در سبد هزینه های ماهانه خانوار خود لحاظ کند.
همکاری مدیران و مسوولین فرهنگ استان علیرغم امکانات محدود ساختاری و فیزیکی سالنهای استان ، استقبال خوب مردم از هنرمندان ملی باعث شد در مدت کوتاهی چندین اجرای بزرگ و کوچک کشوری با حضور هنرمندان ملی این عرصه در استان اجرا شود.
محدودیت و هزینه ی چشمگیر اجرای برخی دکورها ، هزینه اسکان و ایاب ذهاب و ...عوامل و هنرمندان غیر بومی ، قطعا پیچیدگیهای اجراهای غیر بومی در استان را بیشتر می کند اما اقبال عمومی باعث شد که نه تنها رشت ، بلکه شهری همچون لنگرود نیز شاهد اجراهای متعدد نمایشهای ملی باشد.
وچه خوب اینکه در تعدادی از این اجراها شاهد درخشش و حضور پررنگ هنرمندان بومی نیز بودیم.
باور این مساله که رونق تاتر در گیلان چه اجراهای بومی ، چه ملی باعث افزایش مخاطب حرفه ای این هنر خواهد شد قطعا نگاه برخی از دست اندر کاران کم بین وخودبین را اصلاح خواهد کرد و آفت حسادت و تخریب را از درخت تنومند تاتر گیلان دور خواهد کرد ، چنانچه شکر خدا در نسل جدید و شاخه های و ساقه های جوانتر این درخت ، اثار این آفت ، افت کرده و همدلی و همراهی زیباتری را می توان دید.
حمایت روزافزون دستگاههای اجرایی درگیر در تسهیل مراحل اجرا و صدور مجوز ، کمک نهادهایی که امکان خرید بلیط حمایتی دارند و توزیع صحیح این بلیط در میان مخاطبینی که شناخت صحیحی ای به این هنر دارند قطعا مسیر روشن تری را برای تاتر پدیدار خواهد کرد....به امید روزهای پر امید تر...
*فعال فرهنگی و برگزارکننده کنسرت و تیاتر در گیلان