گشتی در ساغریسازان / در هزارتوی گمشده

سهیل سجودی *






فرهنگ و بازشناسی فرهنگی هر شهری از طریق المان های مختلفی قابل بررسی است که می توان آن ها را در خیابان ها و بعبارتی محلات قدیمی آن شهر جست.محله هایی که به تنهایی شاید نمایانگر بناهایی سیمانی و آسفالتی سیاه و... بودند اما در دل تمامی این زمختی ها دلها و روحیات تپنده ای بوده است که درطول اعصار مختلف فرهنگ و سبک زندگی پیشینیان خویش را بیان می داشته اند.
پیشینیانی که شاید امروز اثری جز خاک از خود برجای ننهاده بودند ولی در راستای مدرنیته که امروز بدنبال آن می گردیم خروارها سنت و پیشینه را در عقبه خود داریم.با این نگرش رشت نیز از جمله شهرهایی است که محلاتی زین دست کم ندارد.از استادسرا گرفته تا چمارسرا،پیرسرا،رودبارتان و ساغریسازان و...
محلاتی که هریک نمایانگر قشر و حتی طبقه ای خاص از جامعه با خواسته های اجتماعی متفاوت بوده اند.در این مقال قصد دارم نگاهی کوتاه به یکی از قدیمی ترین محلات رشت ساغریسازان داشته باشم.محله ای با پیشینه فرهنگی غنی که در جای خود بیانگر فرهنگ بالای مردمان این شهر در عرصه های مختلف بوده است.این محله قدیمی بدین جهت ساغریسازان نام داشته که در برهه ای راسته ساغری دوزی در آن قرار داشته است.ساغری به نوعی چرم دباغی شده اطلاق میگردید که بیشتر از کپل الاغ تهیه میگردیده است.
از بناهای قدیمی این محل می توان به حمام حاجی محمد جعفر اشاره نمود که در ابتدای کوچه تحویلداری واقع است. البته این حمام یکی از سه حمام این محل می باشد که آنها بنامهای حمام نایب و برلیانت به مرور زمان یکی به باشگاه ورزشی و دیگری نیز به کل از بین رفته اند.این مکان که پیشینیان از آن برای استحمام خود استفاده می کردند از جمله مکان هایی بود که در تمامی محلات قدیمی رشت یک نمونه از آن مشاهده می شده و نماینگر مقید بودن مردمی است که برخلاف بسیاری از مناطق پاکیزکی را از هیچ فلسفه و مکتبی به عاریت نگرفته بودند.حمام حاجی به جهت کاشی کاری های زیبای خود از معروفیت خاصی برخوردار بوده است .این مکان که سالیانی است به صورت مخروبه ای در آمده قابل بازسازی و تبدیل به مکانی دیدنی مانند اقصی نقاط دنیا است و با اینکه جهت بازسازی امروزه زیر نظر مجموعه میراث قراردارد تغییری در ساختار آن مشاهده نمی گردد.طی آخرین صحبتی که به شخصه با مسول سازمان میراث فرهنگی داشته ام بیان نمودند که بدلیل مشکلات وراثتی سازمان با یک شخص طرف نیست و این امر مانع حل مشکل ترمیم و بازسازی این مکان شده است.
امام زاده آسید عباس و سید اسماعیل که مزار دوبرادر از فرزندان امام موسی کاظم (ع ) است با سقفی با لمبه کوبی که بام آن سفالی و متشکل از محفظه ای شش ظلعی می باشد از دیگر نقاط تاریخی این منطقه است.کتیبه ای در این امام زاده قرار داشته که قدمت آن به1243 می رسیده و رابینو نیز در کتاب خود از آن نام آورده است.در ایوان این امام زاده سنگ قبری به قدمت 1226 ه ق دیده می شود.مکانی که از سالیان دور مردمان این محل بی هیچ ادعایی برای انجام مناسک دینی خود پای بدان می گذاشته و زمینه ساز فرهنگی دینی در این محل گردیده است.این مجموعه به مسجد گلدسته نیز معروف می باشد که دلیل آن مناره آجری کتیبه دار بوده که بنا بر گفته ها در سال 1204 ه ق بدستور حاج علی تاجر شیروانی بنا شده که از جنس کاشی بوده و با خط نستعلیق بر آن آیه نور نوشته شده که متاسفانه بر اثر زلزله 1369 گیلان دچار آسیب شده و در دست بازسازی است.
از بناهای مهم دیگر این محل می توان به آش فروشی طوطی اشاره نمود.این مکان بسال 1265 تاسیس گردید.جایی که علاوه بر ماه رمضان نیزدر گذشته مکان تغذیه و نشانی از اهمیت تغذیه برای مردمان این محل و بنوعی شهر را داشته که نمونه هایی همچون این مکان در محل های قدیمی رشت قابل ذکر است.این مکان در روبروی حمام حاجی قرار دارد.
از خانواده های معروف در این محل می توان به خانواده سمیعی اشاره نمود که از جمله اقشار متمول شهر بوده اند.یکی از بناهایی که توسط یک نفر از این خاندان در این محل ساخته شده است مسجد حاج سمیع می باشد. در کنار آن دبیرستان شاهدخت سابق قرار دارد که پس از انقلاب به مدرسه علمیه زینبیه تغییر یافت.این مدرسه سالیان بعد تا حد زیادی تخریب شده و امروزه آپارتمان هایی بجای آن رشد یافته اند.
از خانه های سمیعی می توان به دو خانه بزرگ اعیانی در دومنطقه ساغریسازان اشاره نمود که یکی کماکان بصورت مسکونی باقیمانده است و دیگری امروز در دست انجمن خانه فرهنگ گیلان است.
خانه فرهنگ امروزه در ساختمانی متعلق به خاندان سمیعی قرار دارد که این بنا متعلق به اوایل دوره اول پهلوی بوده است و با تغییراتی بسیار جزیی در معماری خود ثبت در میراث فرهنگی شده است و می توان گفت از تنها بناهایی می باشد که امروزه کاربری درست دارد و توسط انجمنی که در سال 78 بوجود آمده اداره می گردد.خانه فرهنگ موسسه ای خصوصی است که توسط مردم شهر هزینه های آن تامین می شود و متشکل از بیش از 12 کارگروه شامل داستان گیلکی،شعر گیلگی،داستان فارسی،شعر فارسی،تاتر،سینما،عکاسی،تجسمی،ترجمه،معماری و ... است و بسیاری از مردم شهر در آن فعالیت فرهنگی کرده و از فعالیت های هنری و فرهنگی آنان نیز بهره مند می گردند.
قابل ذکر است که از نوع کفاشی های قدیم این محل متمول تنها یک مغازه با کفش های رنگی در کنار یخ بهشت فروی سنتی مش رجب باقیمانده است.
این محله که در گذشته ارباب نشین بوده امروزه از جایگاه ظبقاتی اجتماعی گذشته خود برخوردار نیست اما همچنان نمایانگر فرهنگی غنی است که بر خلاف محلات بالا شهر امروزه شهر،که متشکل از بناهایی بی روح با اشکال متفاوت می باشد خود نماینگر تفاوت فرهنگی مردمانی است که طبقات بالای جامعه آن نیز پیشترها از ریشه بهتری برخوردار بوده اند.
امروزه شاید از آن مردمان و گنجینه فرهنگی پاک صادقانه ما اثری اندک باقی مانده باشد ولی مسولین امر باید توجه کنند که در هیچ جای دنیا مدرنیسم بی توجه به سنت شکل نگرفته است و به همین جهت است که امروزه اگر در محلات و شهرمان آثاری اندک از مدرنیسم را مشاهده می کنیم به شکل عاریه ای و قرضی می باشد که در کوچک ترین فرجه ای بفکر فرار از محل های سکونتمان و رفتن به سمت مکانهای بکر هستیم. امید آن است که بزرگان شهرمان به این بناهای تاریخی و ارزشمند ، بمانند سفال و گل و آجر نگاه نکنند تا شاهد تخریب خانه هایی با قدمت، مانند خانه مادام ژنی در استادسرا نباشیم و با تدبیری درست امید دلسوزان را به نا امیدی مبدل نسازند.
*فعال فرهنگی و سیاسی و عضو خانه فرهنگ گیلان