سری به ساختمان قدیمی دانشسرا در ساغریسازان / درجستجوی زمان از دست رفته

بهروز مهدیزاده *






محله دانشسرا که به ساغریسازان می رسد از محله های قدیمی رشت به حساب می آید. اسم این محله از مدرسه ای به همین نام گرفته شده است. مدرسه ای دو طبقه با معماری بی نظیر که هویت رشت قدیم است، رشتی که امروز چیزی از هویت و اصالت شهری برایش باقی نمانده، شهری که ساختمان های جدید بی روح و زشتش بدون هیچ ساختار منظم معماری شهری، جای بناهای تاریخی رشت را گرفته است. این ساختمان های به اصطلاح مدرن و اما زشت من را بر آن داشت تا به جستجوی تاریخ از دست رفته در کوچه و پس کوچه¬های رشت بروم. دیگر از کوچه های باریک خبری نیست. از خانه های ایوان دار با معماری باشکوه گیلانی چیزی نمانده جز چند خانه و بنای فروریخته از سال¬های قبل. پا به محله دانسشرا واقع در پل عراق گذاشتم. می دانستم بقایای رشت قدیم را می توان در دانشسرا و ساغریسازان پیدا کنم. هنوز تکه پاره هایی از شکوه گذشته در آن محله ها خودنمایی می کند. نمونه اش مدرسه دانسشرا که معماری و شکل ساختمانش بی شباهت به ساختمان شهرداری نیست. مدرسه ای که برای ورودش از ریش سفیدان محل کمک گرفتم. یکی از این ریش سفیدان خود را غلام پروانه نامید و گفت سرایداری در این مکان زندگی می کند که دل خوشی از مسئولین و بازدیدکنندگان ندارد. با پادرمیانی این اهل محل وارد ساختمان شدم. ساختمانی دو طبقه با پنجره های بزرگ چوبی و دستگیره های برنجی که در کل محل، به لحاظ زیبایی فخرفروشی می کرد به دیگر ساختمان¬ها، اگرچه قسمت راست بالای ساختمان سقفش مقداری به دلیل کهنگی فروریخته است، اما ظاهر وشمایل بنا گواهی اصالتی است که سال ها در و دیوار این ساختمان آن را با خود یدک می کشد. داخل بنا حیاط بزرگی قرار دارد که به گفته ابراهیم صیاد،سرایدار ساختمان دارای یک حوض بزرگ و چند چاه آب بود که در حال حاضر همه تخریب شدند. باغ کوچکی هم در سمت راست و انتهای حیاط با درختان بهارنارنج قرار دارد.
سرایدار این بنا که از قضا کلاس¬های دوران ابتدایی خود را در این مدرسه گذرانده بود، فکر می کند که قدمت این بنا به بیش از صد و بیست سال برسد. دلیلش هم بر می گردد به خاطره ای که گواه این موضوع است. می گوید روزی مردی سالخورده در بیرون ساختمان خیره به این بنای تاریخی شده بود. دعوت من را به بازدید از داخل ساختمان را سریعاً پذیرفت. مدتی در حیاط ایستاد و به باغ و کلاس¬های درس خیره شده بود. ناگهان اشک از چشمانش جاری شد و گفت: «در سال 1312 من اینجا مدرسه می رفتم. فضای این مدرسه هیچگاه از خاطرم پاک نخواهد شد.» از این رو ابراهیم صیاد حدس می زند که مدرسه قدمت یک قرن را دارد. ابراهیم که الان 63 سال دارد کل دوران ابتدایی خود را در این مدرسه گذراند. حتی کلاس دوم خود را که در طبقه همکف و رو به حیاط قرار داشت را به من نشان داد، که الان خانه کبوترهایش شده است. خودش در یک اتاق کوچک سمت چپ راه پله روبه حیاط مدرسه زندگی می کند. می گوید از سال 80 به این ور حقوقی از صاحبش دریافت نکرده است. به گفته ابراهیم ساختمان متعلق به دکتر جفرودی است که با فوتش به پسرش رسیده است که او هم در تهران و ایتالیا زندگی می کند. آرزوی ابراهیم صیاد این است که این بنا بازسازی شود. از مسئولین می خواهد که زیبایی این ساختمان را حفظ کنند. اینقدر این ساختمان محکم است که حتی برف سال 83 هم نتوانست نفس این بنا را بگیرد. از لحاظ فن ساخت و معماری به نظر ابراهیم صیاد این مدرسه رقیب ندارد.
با این اوصاف این مدرسه مربوط به اواخر دوران قاجار است و جز بناهایی است که به عنوان اثرملی ثبت شده است. از پله های چوبی به طبقه دوم می روم، هنگام راه رفتن صدای جیر جیر چوب¬های زوال دررفته کل فضا را پر می کند، اما همچنان آنقدر محکم هستند که بتوان به راحتی بدون هیچ خطری بر روی آن ایستاد و راه رفت. فقط نیاز به کمی مرمت و لطف مسئولین میراث فرهنگی دارد. سرایدار این بنا که همراه فرزندش زندگی می کند از مسئولین و رسانه ها دلخوشی ندارد و با اکراه به برخی ازآنها اجازه ورود به ساختمان را داده است. ابراهیم دلیل این دلخوری را این طور بیان می کند: :« فقط میایند سری می زنند و به به و چهچه می گویند و می روند.خبری از بازسازی این بنای تاریخی نیست. بنایی که بیش از صد سال عمر دارد». هنوز در تک تک اتاق ها یا بهتر بگویم کلاس های درس می توان به وضوح آثار و علایم یک کلاس پویا و شلوغ را دید، هنوز از در و دیوار این بنا صدای همهمه و فریادهای دانش آموزان پر شور و هیجان نسل¬های گذشته را شنید. دیوارها پر است از نوشته های یادگاری و کندکاری¬های به اشکال مختلف.
دیگر بناهایی مثل مدرسه دانشسرا در رشت به جز تعداد محدودی باقی نمانده است و جای خود را به آپارتمان¬های زشت و بی روح داده است. در همه جای دنیا سنت¬ها و ریشه¬ها از سوی مردم و مدیریت شهری پاس و گرامی داشته می شود چرا که سنت و اصالت معماری هویت یک شهر را می سازد. اصلا چرا جای دور رویم ، مگر نیستند شهرهایی در ایران که هنوز کوچه و خانه های بسیار قدیمی خود را حفظ کردند از اصفهان بگیر تا یزد، کرمان، شیراز و تهران. اگرچه در همان شهرها هم تفاوت ها زیاد نیست و چیزی به نام حفظ و حراست از هویت شهری در سیستم مدیریت ما وجود ندارد، اما به راحتی می توان دید که رشت از این نظر چه جایگاهی نسبت به شهرهای دیگر دارد. زمانی این شهر پلی به سمت اروپا بود، جلوه¬های هنر اروپایی و ایرانی-اسلامی را می توانستی در این شهر و چند شهر دیگر مثل انزلی ببینی، ولی با ورود مدرنیته و دوران جدید این شهر نه توانست مدرن شود ونه سنتی باقی بماند، نه توانایی ایجاد ویژگی های عصر مدرن به صورت تمام و کمال را داشت، نه قدرت حفظ و حراست از هویت سنتی شهری خود را. با این حال مردم رشت دلتنگ آن خانه های دلباز و بزرگی هستند که روزگاری رشت را از دیگر شهرهای ایران به لحاظ زیبایی شهری متمایز می کرد.
*برگرفته از نام کتاب با همین عنوان اثر مارسل پروست