به شماره افتادن نفس های کشاورزی سنتی با چالش کم آبی / آیا کم آبی برای توسعه گیلان فرصت است یا تهدید؟

فرشته رضایی *






کشاورزی یا صنعت؟! اگر این سوال دست کم در گیلان به عنوان یکی از محوری ترین سوال ها در باب توسعه بود، اکنون جای خود را به مسایل و سوالات دیگری داده است. بدیهی است که گیلانی ها در دهه های گذشته به علت پرداختن صرف به بخش کشاورزی از دیگر بخش های توسعه عقب مانده اند؛ مانند توسعه بخش کشاورزی یا صنعتی. اما به همین میزان که کشاورزان گیلانی طی دهه ها به کشت و کار سنتی خود مشغول بوده اند، به همین میزان در دیگر استان ها به توسعه صنعتی و گردشگری و تجاری پرداختند تا هر چقدر گیلانی ها از توسعه تک بعدی خود نتوانستند نتیجه بگیرند، اما آن ها موفق شوند و به نتیجه برسند. اگر چه در چند سال اخیر باز هم به صنعت این استان کوچک شمالی اندکی پرداخته شد.
با این حال دیگر از زمان اینکه بپرسیم باید به کشاورزی پرداخت یا صنعت؟ گذشته است. چون اقلیم ایران در سال های اخیر رو به تغییر حرکت کرد و مسئولان کشور ناگزیر شدند در پاسخ به ابهامات مطرح شده، خیلی واقع گرایانه به افکار عمومی بگویند دیگر آب نیست! و به این خاطر برای گذران ایام خشکسالی که بیش از 20 سال دیگر از اتمام آن باقی مانده است، چاره ای نداریم تا کشاورزی را محدود کنیم.
سال گذشته بود که دولت تدبیر و امید اعلام کرد که تمرکز خود در حوزه تولید برنج را به دو استان مازندران و گیلان اختصاص می دهد تا حداکثر این دو استان برنج خیز بتوانند همچنان به کشت و کار بپردازند. اما آیا می توان در ایام خشکسالی محور توسعه را کشاورزی نامید؟ یا اساسا بر این مدار برنامه ریزی کرد؟ نگاهی به وضعیت اشتغال در کشاورزی نشان می دهد فعالیت های کشاورزی در گیلان 68 درصد ترکیب اشتغال را به خود اختصاص داده است. همچنین سهم گیلان در تولید خالص ملی کشوردر بخش کشاورزی بیش از 20 درصد است که موقعیت ویژه ای در توسعه کشور دارد. پس چگونه می توان این توانمندی عظیم را نادیده گرفت یا به کشاورزان توصیه کرد دست از کار و تلاش بردارند؟
خشکسالی در ایران به هر دلیلی که اتفاق افتاده باشد، نیازمند مدیریت منابع آبی است. سالهای گذشته به دلیل کشاورزی سنتی، و نبود مدیریت جامع بسیاری از منابع آبی ایران هدر رفت و حفر چاههای متعدد غیرمجاز، بسیاری از سفره های زیرزمینی را خشکاند. با این حال آیا می توان کشاورزی را متوقف کرد؟ آن هم در استانی که خصلت اش سرسبزی است؟ آنوقت با خیل کشاورزان بیکار چه باید کرد؟
گیلان با داشتن 9 دهم درصد اراضی زیر کشت کشور از قطب‌های مهم کشاورزی ایران است. همچنین آمارها می گوید این استان شمالی 413 هزار هکتار زمین حاصلخیز، 600 هزار هکتار جنگل و 240 هزار هکتار زمین شالیکاری دارد و هر سال بیش از دو میلیون و 400 هزار تن انواع محصولات زراعی، باغی، دامی، شیلاتی و ابریشم تولید می کند که 2 تا 90 درصد نیاز کشور را بر آورده می کند.
از این رو تنها راه باقی مانده برای دولت در این ایام اجرای برنامه های آهسته و پیوسته کشاورزی، استفاده بهینه از بارش های جوی سالیانه در استان و تداوم کشت و کارهای ضروری از قبیل تولید برنج است. اگر چه توصیه کارشناسان به تولید کشاورزی با لحاظ همه جوامع مدیریت آب و احتیاط در این زمینه است. با این حال دولت های آینده نیز باید به گونه ای برنامه ریزی کنند تا ضمن حفظ همین تولیدات موجود برای تامین امنیت غذایی کشور، کشاورزان را به سمت مشاغل جانبی دیگر هدایت کنند تا این بخش از حوزه اقتصادی راکد نشود.
در سال های اخیر اقداماتی برای تولید گونه های برنج اصلاح شده و با کمترین میزان مصرف آب در زمان رشد شده است که قابل ارج است. اما برای اینکه بخشی از توسعه اقتصادی را در حوزه کشاورزی معطوف کنیم تا استعداد ذاتی و خدادادی این استان سرسبز هدر نرود، باید کشاورزان را به مشاغلی چون تولیدات نوغانداری، کشت و کار گلخانه ای و .... تشویق کرد تا حوزه کشاورزی همچنان ایستا و پررونق باشد. علاوه بر این باید برنامه ریزی جامعی برای ساماندهی بازارهای هدف و بازرگانی کشاورزی کرد تا تولیدکنندگان هم بتوانند سهمی در بازارهای تجاری ایران داشته باشند.
واقعیت این است که نمی توان سهم کشاورزی را از اقتصاد کشور به کلی حذف کرد و هیچ کجای دنیا همه توان اقتصادی را بر یک حوزه متمرکز نمی کنند . اگر چه در شرایط کم آبی ایران، نمی توان اینگونه نتیجه گیری کرد که کشاورزی تنها راه توسعه گیلان است. از این رو سیاست مداران و تصمیم سازان کشور و استان باید به گونه ای برنامه ریزی کنند تا بخش کشاورزی هم منحصر به تولید برنج نشود و به سراغ دیگر تولیدات که تولیدشان چندان وابسته به آب نیست هم همت گمارند، تا نه کشاورزی از بین برود، نه کشاورزان بیکار شوند و نه اقتصاد ما بر محور تک بعدی بچرخد.
یکی از اشتباهات دهه های گذشته ما تاکید صرف بر توسعه گیلان بر مدار کشاورزی بوده است. اکنون که وضعیت خشکسالی همه دولتمردان و کارشناسان را به تامل و بازنگری در سیاست ها وا داشته است، بهتر است ضمن مدیریت بهتر منابع آبی، به دیگر بخش های توسعه از قبیل ایجاد صنایع تبدیلی کشاورزی، گردشگری، صنایع مدرن و کم مصرف آب و ... هم سرمایه گذاری کرد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که سالهای کم آبی فرصتی برای ما گیلانی ها است که برنامه ریزان اجرایی کشور به جز مدرن کردن بخش کشاورزی، به گزینه های دیگر توسعه در گیلان هم فکر کنند و برای آن برنامه داشته باشند.
*سردبیر همشهری گیلان