صادرات کشاورزی در گرو حل مشکلات کشاورز

محمد علی حیدری *






بی شک کشاورزی پایه و اساس توسعه استان گیلان است. از دیرباز بوده و اکنون هم خواهد بود.در عین حال ما می توانیم در کنار کشاورزی بخش های دیگر اقتصادی را هم داشته باشیم. اینکه در کشاورزی ما صادرات داشته باشیم و این صادرات پایه توسعه گیلان قرار بگیرد هیچ منافاتی با بخش های دیگر اقتصادی مثل تجارت و اقتصاد دریایی ندارد. از قضا اینها در کنار همدیگر مکمل خوبی هستند. ما در کنار کشاورزی می توانیم تولید ماهیان خاویاری داشته باشیم. الان سیستان و بلوچستان که دریا ندارد در مرداب ها و استخرهایش اندازه کل تولید ماهی استان گیلان در دریای بزرگ خزر ، تولید ماهی دارد. اما در گیلان ما تولیدات دریایی مان بسیار محدود است. استخرهای پرورش ماهی هم که چندان زیاد نیستند. شاید به این دلیل که گیلانی ها علاقه ای به خوردن ماهی های پرورشی ندارند اما ما در گیلان می توانیم ماهی های پرورشی را به شهرهای دیگر بفروشیم یا حتی به کشورهای دیگر. اینکه شیلات از پرورش ماهیان در قفس حمایت کند و ما صادرات ماهی داشته باشیم چه منافاتی می تواند با صادرات محصولات کشاورزی داشته باشد. هر دو به توسعه گیلان کمک می کند.
اما صنعت کشاورزی در گیلان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. با این وضعیت سنتی که کشاورزی گیلان دارد و همچنین تغییر کاربری های متعددی که در زمین های کشاورزی ایجاد شده توان صادرات محصولات کشاورزی از گیلان سلب شده است. از این رو نمی توان امیدی به صادرات محصولات کشاورزی گیلان به کشورهای دیگر داشت. تولیدات کشاورزی گیلان را در صورتی می توان صادر کرد که کشاورزی مکانیزه شود. مثل کشورهای اروپایی که زمین هایشان را در هر فصل سال استفاده می کنند. اما در گیلان فقط یک بار در سال از زمین ها برداشت محصول می شود و باقی سال زمین ها به امان خدا رها می شوند. چون کشاورزی ما مکانیزه نیست. به همین دلیل محصول هم در گیلان کم شده و آمار بیکاران هم زیاد شده است. از این رو کشاورزان ترجیح می دهند زمین هایشان را تغییر کاربری دهند. پس به نظر من با مکانیزه کردن کشاورزی در وهله اول در تمام طول سال محصول خواهیم داشت آن وقت کشاورزی به لحاظ اقتصادی توجیه پذیر می شود و کشاورز هم زمین هایش را نمی فروشد و تغییر کاربری نمی دهد. آنگاه می توانیم به فکر صادرات محصولات کشاورزی مان باشیم.
از طرفی ما محصولاتی در گیلان داریم که به خاطر نبود کارخانه های فرآوری خراب می شوند و هدر می روند. مانند باغ مرکبات که یکی از محصولات عمده میوه گیلان است اما در کل گیلان تنها یک کارخانه فرآوری آن هم در چابکسر داریم که تنها آبمیوه تولید می کند. اما این کارخانه با همین یک خط تولید برای این همه باغ مرکبات در گیلان کافی نیست و درنتیجه مرکبات پوسیده می شوند و روی دست کشاورز می مانند. اگر این کارخانه ها تاسیس شوند ما می توانیم صحبت از صادرات محصولات کشاورزی کنیم وگرنه با این سیستم سنتی کشاورزی و تغییر کاربری های متعدد صحبت از صادرات کشاورزی خطا است.
یکی دیگر از مشکلات کشاورزی ما این است که محصولات عمده گیلان چای و برنج و ابریشم و مرکبات است اما آمدند مثلا زمین های چایکاری را رها کردند و به جایش محصولات دیگر کاشتند. دلیلش هم ارزان بودن قیمت چای است. اما اخیرا که قیمت چای افزایش یافته چایکار هم رغبت بیشتری برای کشت چای پیدا کرده است. ما باید از این چهار محصول اساسی گیلان حمایت بیشتری بکنیم وگرنه باقی نواحی کشور که دارند محصولات دیگر را تولید می کنند و حتی صادر می کنند. مشکل استان ما این است که از تولیداتش حمایت نمی شود و به جایش برنج و چای خارجی وارد می کنند. ما علی رغم تغییرات کاربری فراوان با همین زمین های موجود باقیمانده هم می توانیم برنج های پرمحصول بکاریم و نیاز کشور را رفع کنیم. در بسیاری از زمین ها هم می توانیم برنج باکیفیت کم محصول تولید کنیم برای صادرات به کشورهای دیگر. یا در حوزه مرکبات می توانیم با احداث کارخانه های بیشتر محصولات فرآوری شده را به کشورهای دیگر صادر کنیم. یا در حوزه کرم ابریشم باید این صنعت را احیا کنیم. چون این صنعت در گیلان منقرض شده است. از 50 هزار جعبه تولیدی کرم ابریشم الان 5 هزار جعبه تولید می شود. ما باید این چهار محصول را مجددا احیا کنیم.
مثلا من با کشاورزان پرورش دهنده کرم ابریشم که صحبت می کردم می گفتند یکی از مشکلاتشان این است که تخم کرم ابریشمی که داخل ایران تولید می شود و برای پرورش در اختیارشان گذاشته می شود کیفیت ندارد. در حالیکه قبلا این تخم ها از ژاپن و کره جنوبی وارد می شد و کیفیت خیلی عالی داشت. ما ماشین از خارج وارد می کنیم اما 100 گرم تخم ابریشم برای هر کشاورز را دریغ می کنیم و از محصول باکیفیت را از خارج وارد نمی کنیم. کشاورز می گوید این تخم های ایرانی کیفیت بالایی ندارند و محصول زیادی تولید نمی کنند. پس کشاورز دلسرد می شود. کشاورزی که تخم کرم ابریشم ژاپنی را با قیمت بالاتر می خرید اما مثلا 40 کیلو تولید می کرد با تخم های ایرانی تولیدش به 20 کیلو هم نمی رسد.
کرم ابریشم بازار بسیار خوبی در کشورهای خارجی دارد. بازار برای برنج کم محصول باکیفیت هم هست. برای چای هم می توانیم بازار خوبی پیدا کنیم اما برای مرکبات حتما باید کارخانه های فرآوری تولید آبمیوه و کمپوت داشته باشیم تا بتوانیم بازارهای مناسبی در خارج از کشور برای این محصولات پیدا کنیم. کشورهای آسیای میانه ، افغانستان ، پاکستان ، عراق و خیلی از کشورهای همسایه هزار ماشاله خریداران بالقوه محصولات کشاورزی گیلان می توانند باشند. اما باید آن مشکلاتی که برشمردم را ابتدا حل کنیم.
*نماینده لنگرود در مجلس هفتم و عضو کمیسیون کشاورزی این مجلس