به بهانه دلواپسی از وضعیت کشاورزی در گیلان

سید داود نجار مبارکی






ایران فاقد مدل توسعه است. یکی از جوانب این امر نداشتن مدل توسعه کشاورزی است.
در امر توسعه چندین سئوال پیش می آید با کشاورزی چه کنیم؟ با اراضی ملی؟ با راضی حفاظت شده؟ با منابع آب؟ منابع بین نسلی؟ و... چه کنیم؟
در گیلان بدلایل تاریخی که متاخرترینش انقلاب سفید بود مدیریت اراضی از کلان به خرد تبدیل شد و این مدیریت کلان کشاورزی را در ایران منهدم کرد البته این بمعنای حمایت از ارباب-رعیتی نیست چون آن سیستم بهره کش هم فاجعه بود اما در اروپا و آمریکا بصورت تاریخی و از زمان دوکها و لردها و مالکین بزرگ مدیریت اراضی کشاورزی بگونه ای بود که اجازه نمیداد زمینها خرد و خردتر شوند و این مدل در ایران وجود نداشت و این از پایه های بی ثباتی سیاسی و تاریخی ایران نیز گشت. بزعم من مسئله کلیدی کشاورزی در گیلان هم اراضی خرد است. زمینهایی که اداره آنها مقرون به صرفه اقتصادی نیست و طی دهه ها اخیر بضرب سوبسید و تعرفه واردات و آب تقریبا رایگان و خرید تضمینی و از سر استیصال کشاورزان گرسنه این محصولات کشت شدند و اما در این سالهای اخیر بخاطر گران شدن دستمزد کارگر فصلی کشاورزی به حدود 3 برابر دستمزد کارگر صنعتی سبب ضرر و زیان هنگفت به این قشر ضعیف کشاورز شد و سیل فروش زمین به نوکیسگان و شهرنشینان طی سالهای گرانی نفت بپا شد و فشار زیاد به سیستم جهت تغییر کاربری اراضی وارد آمد و دولت هم بمنظور درآمدزایی ردیفهایی در بودجه از این محل برای خودش منظور کرد و از اصل ماجرا غافل شد و باز سوءمدیریت پیشه کرد و فاجعه کشاورزی و زیست محیطی سالهای اخیر تشدید شد. و اتمسفری بوجود آورد که در روستاها همه در پی فروش زمینند!
همه بناهای خلاف میسازند چون فلانی تو همین روستا ساخته!
در حریم رودخانه ساخت وساز شده و مسئله پیچ خورده
امید نگارنده به مدیریت یکپارچه اراضی است. طرح ملی کاداستر که با 50 سال تاخیر نسبت به انگلستان در ایران پا گرفت؛ اما هنوز میان کاداستر و طرح هادی و طرح تفضیلی پیوند ایجاد نشده!
و باز میشنویم که شنیدی روستای پیرکلاچا وارد مدیریت شهری فلان ناحیه رشت شده! و پیشروی شهر به درون بافت روستاها ادامه دارد و عطش فروش زمین داغ تر و میل به شهرنشینی افزونتر.
راهکار پیشنهادی نویسنده تشکیل هر سه ماه یکبار شورایعالی زمین و مسکن به ریاست جمهور و فراخوانی وزار و نهادها و نمایندگان کمیسیونهای مرتبط برای حل مسئله زمین در ایران است و سپس مدیریت آب ذیل مدیریت زمین تعریف شود که در طرح کاداستر دیده شده و طرحهای سه بعدی زمینها آماده شده بدون طرح کاداستر مدیریت روند آنومی و آشفته خودش را ادامه میدهد و این سبب نگرانی جدی است.
در گام بعدی حاکمیت باید نسبت به اصلاح قانون ارث و ممانعت از خردتر شدن اراضی کشاورزی اقدام کند.
و مسئله حیاتی در امر توسعه و ساحت توسعه کشاورزی در ایرن مسئله سرمایه گذاری خارجی است.
مدلهای سرمایه گذاری در این ساحت باید بروز شود. در جنوب چندصد هکتار به کشور قطر کرایه داده شد تا گندم قطر تامین شود. میتوان مدل سرمایه گذاری روی کشت و صنعتها و گلخانه ها و صنایع مرتبط را هم ضمیمه کرد.
توسعه کشاورزی از پایه های امنیت ملی است. کشوری که امنیت غذایی اش وابسته به محصولات ایرانی باشد روابط دیپلماتیک و امنیتی خود با ایران را برهم نمیزند. مسئله کشاورزی, مسئله مدیریت زمین و مدیریت منابع آب را بشدت باید جدی گرفت.
متاسفانه از جداول و ردیفهای برنامه توسعه پنجساله ششم و برنامه توسعه یکساله 95 هم نمیتوان تغییر محسوس در اصلاح رویکردها متوجه شد.
باید از خود بپرسیم که در کره جنوبی و ژاپن و آمریکا و آلمان که چشم انداز N ساله و برنامه توسعه N ساله نمینویسند چطور منابع زمین و آب و کشاورزی مدیریت میشود؟
به این موارد بیافزایید محرومیتهایی که بصورت مضاعف به گیلان تحمیل شده. و زیرساختهای کشاورزی ما به 4 تا 5 دهه گذشته برمیگردد.
بزعم حقیر مشاوران خارجی و جوانان خلاق ایرانی که هیچگاه به بازی گرفته نشده اند باید به کمک مدیران استانی و ملی بشتابند. اگر مسئولان میزان خطر را درک کنند کنار هم خواهند نشست و به فریاد گیلان خواهند رسید.