چرا صنعت کشاورزی در گیلان باید در اولویت برای توسعه قرار بگیرد؟

مجتبی میرزایی *






سوالی که ابتدا باید به آن پاسخ داد این است که آیا کشاورزی در استان باید در اولویت قرار گیرد؟ و آیا کشاورزی میتواند عامل توسعه استان باشد؟
برای پاسخ به این سوال میتوان گفت عامل توسعه باید داراری مزایایی باشد و مزایای کشاورزی در گیلان را بر میشمریم. در این خصوص میتوان به آب و زمین اشاره نمود.
گیلان بواسطه نزدیکی به دریا و کوه و آب و هوای معتدل از نعمت بارش براران برخوردار است و به طور متوسط سالانه حدود 1200 میلیمتر میزان بارندگی استان میباشد که چند برابر متوسط کشور است. البته باید توجه شود که توزیع زمانی این میزان بارندگی یکنواخت نیست و گاها زمان نیاز مردم بارشی رخ نمیدهد که باید با برنامه ریزس این حجم از نزولات آسمانی مدیریت شود تا در مواقع نیاز مورد استفاده قرار گیرد تا لا استفاده وارد دریا نشود.
دومین مزیت گیلان زمین حاصلخیز استان است بر اساس آمار رسمی هز 430هزار هکتار اراضی باغی و زراعی سالانه 7/2میلیون تن محصول کشاورزی تولید میشود که این رقم میتواند تا 4 میلیون تن رشد داشته باشد.در کنار مزایای فوق الذکر با نگاه به آمار رسمی و سهم 28درصدی کشاورزی از اشتغال و رقم 12درصدی از تولید ناخالص میتوان کشاورزی را از ارکان توسعه استان در نظر گرفت.
ذکر این نکته که کشاورزی علی رغم تمامی مشکلات و موانع پیش رو تنها بخش اقتصادی کشور با رشد مثبت بوده اغراق نیست. در سال 94 بخش کشاورزی 5/5درصد رشد مثبت داشته و این در حالی رخ میدهد که بخشهای خدمات و صنعت که میبایست رشد بیشتری میداشتند موفق به کسب این مهم نشده اند و دارای رشد منفی بوده اند. به زعم آمار 30درصد ظرفیت شهرک صنعتی رشت در حال کار است و حاصل گردشگری در استان زباله،ترافیک وگرانی برای استان بوده است. این امر مبین این است که کشاورزی در حوزه اقتصاد مقاومتی از موفقترینها بوده است.
مسئله مهم دیگر این است که کحصولات کشاورزی در استان از محصولات استراتژیک کشور هستند به طوریکه 35درصد برنج کشور و 93درصد چای کشور در گیلان تولید می شود در کنار این محصولات ابریشم، زیتون مرکبات ،بادام و فندق ...از سایر محصولات حائز اهمیت استان می باشد.
با در نظر گرفتن جمیع موارد مورد اشاره میتوان نتیحه گرفت که گسلان میتواند برپایه کشاورززی به استانی توسعه یافته تبدیل شود. در ادامه به مشکلات و موانع کشاورزی در استان می پردازیم.
یکی از موانع کشاورزی در استان خرده مالکی است سرانه زمین کشاورزی در استان در حدود 7/0 هکتار است که به نسبت سرانه کشور عدد کوچکی است این عدد در کشورهای آسیایی 2هکتار و در کشورها یآمریکایی به 7 هکتار میرسد. یکی از علل وقوع این امر میتواند قوانین مربوط به ارث و نبود راهکار جدی برای مقابله با خرد شدن اراضی کشاورزی باشد. چرایی این مسئله باید بررسی شود تا کشاورز و کشاورززاده راضی به خرد کردن و نابودی زمین زراعی نشود. اصلی ترین مورد قابل اشاره شاید پایین بودن ارزش افزوده محصولات کساورزی است وقتی محصولات کشاورزی مقرون به صرفه نباشد و تبدیل زمین به مساحت کوچک و در مرحله بعد تغییر کاربری و فروش آن سود بیشتری عاید مالک نماید این اتفاق نامیمون رقم میخورد.
تک محصولی کار کردن کشاورزان گیلانی یکی از موانع کشاورزی اقتصادی است در سالیان گذشته جهاد کشاورزی برنامه های ترویجی و حمایتی مناسبی ارائه داد ولی در نهایت نتوانست کشت دوم را نهادینه نماید. تغییر عادت و رفتار اجتماعی کشاورز گیلانی و همچنین تضمین خرید و سود دهی محصول دوم میتواند کشت دوم را همیشگی کند تا کشاورز در کل سال از زمین زراعی خود سود برده و باعث شود از مهاجرت به شهر و ایجاد شغل کاذب و تعییر کاربری زمین جلوگیری شود.
مورد دیگر که میتوان به آن پرداخت نبود آمار دقیق و قابل اطمینان جهت برنامه ریزی صحیح در امر کشاورزی است از آنجاییکه آمارها به صورت خود اظهاری است تا کنون رقم واحدی از سطح کشت محصولات و به تبع آن تولید و عملکرد نمیتوان ارائهنمود تا با توجه به آن برنامه ریزی کلان انجام داد.
مسئله مهم دیگر که که مختص بخش کشاورزی نیست نبود برنامه مناسب با ساختار موجود است . برنامه ها نوشته میشوند سپس با ساختار موجود هماهنگ میشود که به نظر نگارنده از اساسی ترین معضلات پیش روی توسعه کشور میباشد. البته در خصوص برنامه ششم توسعه نظرات کارشناسی بسیاری از وضع موجود جمع آوری شده است که امید میرود اینبار با توجه به ساختار موجود در بخش های مختلف برنامه ریزی صورت گیرد.
پرداخت یارانه در بخش کشاورزی امری واجب است که اگر به صورت صحیح انجام نگیرد می تواند مشکل ساز باشد. اولا در محصولی مثل برنج دولت پرداخت مستقیم یارانه ندارد و به صورت غیر مستقیم در تجهیز اراضی،کود،سوخت و تسهیلات بانکی به کشاورز یارانه پرداخت میکند ولی از آناییکه کشاورز ناچار به کشت برنج است ولی در عین حال نباید جور تامین مواد غذایی مردم را بکشد و با توجه به مسایلی که پیشتر بیان کردیم (کمبود مالکیت زمین،پایین بودن ارزش افزوده و...)نیاز به پرداخت مستقیم یارانه امری است که باید به آن توجه کرد اتفاقی که در کشورهای دیگر رخ میدهد. در خصوص چای این اتفاق به صورت نامناسب رخ میدهد دئلت سالانه حدود هزار میلیارد ریال پرداخت بلاعوض دارد برای اینکه 50هزار خانوار در تولید چای دخیل هستند ولی چرخه معیوب باعث نارضایتی چایکار میشود. چایکار بواسطه فساد پذیری محصول خود ناگزیر باید چای را به بخش خصوصی تحویل بدهد و کارخانجات با قیمت دلخواه چای را بفروش رسانند. در حالیکه بالغ بر 70 درصد مبلغ خید را دولت به کارخانجات پرداخت میکند.اگر این امر مدیریت شود و خرید تضمینی صورت گیرد با قیمت مناسل(تامین هزینه تولید و تضمین سود برای کشاورز) از رهاسازی زمین ها یچای جلوگیری میشود شغل تضمین میشود و فرسایش خاک رخ نمیدهد.
در خصوص صنعت ابریشم استان نیز تعطیلی صنایع وابسته باعث کم رونق شدن ابریشم در استان شده است این مشکل مختص استان نیست و امری ملی است و صنایع کوچک پاسخگو نیستند الته برا ی احیای مجدد باغات توت برنامه هایی در دست اجراست ولی باید مجدد این سوال مطرح شود که آیا احیا ی باغ توت و پرورش کرک ابریشم توجیه اقتصادی برای تولیدکننده دارد؟
در خصوص صنعت طیور و صنایع تبدیلی نیز تسهیلات بانکی مناسب وجود ندارد توسعه این بخش در بستر تسهیلات امکان پذیر است ولی همه از منابع ملی تامین میشود و برنامه مناسب در این خصوص دیده نشده است.
در پایان مجدد اشاره می کنم که کشاورزی با همه فراز و نشیب ها ، تنها بخش اقتصاد کشور بوده که بدلیل ماهیت تولید و پتانسیل ذاتی رشد مثبت 3تا 5 درصدی داشته ولی اعداد و ارقام اعتباری عکس این رشد بوده و کمترین اعتبار را داشته است . 8000 میلیارد تومان ارزش تولید محصولات کشاورزی استان است. از این رو مشکل تولید نداریم و قادر هستیم با برنامه ریزی هر محصولی را به تولید برسانیم ولی باید از سیاست های قیمتی و ثبات بازار و خرید تضمینی و همچنین یارانه مناسب برخوردار باشیم تا بتوانیم سبب توسعه استان شویم.
*مشاور جوان مدیرکل جهاد کشاورزی گیلان