دست اندرکاران و کارشناسان چای مطرح کردند/ چای ایرانی در اغما

مرتضی گلشاهی *






چای ایرانی از حیات یعنی از بدو ورود به ایران تا به امروز دوره های متعددی را پشت سر گذاشته است اما بدون شک در دوره جدید حیات خود یعنی از اواخر دهه 70 تا به امروز بیش از تمام دوران حیات خود خبر ساز بوده است. تقریباً هر سال از چند ماه مانده به شروع فصل برداشت برگ سبز چای تاپایان دوره چین پاییزه ،چای به یکی از مهم ترین خبرهای حوزه کشاورزی ، به ویژه در استان گیلان تبدیل می شود. و هر ساله بخش عمده ای از وقت مسئولین ارشد استان و دست اندرکاران ذیربط در این فصل به برگزاری جلسات و نشست های تخصصی در جهت اتخاذ سیاست و راهکاری عملی برای جلوگیری از نابودی کشت و تولید چای ایرانی می گذرد با این وصف هر سال اتحادیه های چایکاران به نیابت از 60 هزار خانوار که از طریق کشت چای امرار معاش می کنندو نیز سندیکای چای به نیابت از کارخانه های چایسازی به انتقاد از سیاست های دولت می پردازند و دولت را عامل اصلی بحران و نابودی صنعت چای می دانند. بحرانی که سبب شد تا میزان تولید چای خشک از 68 هزار تن در سال 78 به 20 هزار تن در سالهای اخیر کاهش یابد. بحران صنعت چای نیز میراثی است که از دولت های قبل به ویژه دولت آقای احمدی نژاد برای دولت یازدهم به ارث رسیده است.اما در حال حاضر همه نگاه های دست اندرکاران چای اعم از کشاورزان و مدیران کارخانه های چایسازی و... به رئیس جمهور و وزیران جدیدش است و همه در انتظار اقدامی عاجل از سوی دولت اعتدال هستند اما لازمه حل بحران شناخت دقیق و عمیق از بحران است. از این رو در گفتگوی با برخی از دست اندرکاران و کارشناسان صنعت چای به تحلیل وضعیت چای ایرانی پرداختیم.
ما را اسانس خور کرده اند
دکترسعید رحمت سمیعی رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی و کارفرمایی کارخانه داران چای شمال در تشریح بحران چای می گوید: ریشه بحران چای به سال 79 برمی گردد. دولت در سال 79 پس از آنکه بیش از 40 سال صنعت چای را در انحصار و تصدی خود داشت به یکباره با طرح اصلاح ساختار چای به آزاد سازی چای پرداخت و کلیه عملیات خرید برگ سبز و تبدیل آن به چای خشک و فروش آن در بازار را به بخش خصوصی یعنی کارخانه داران چایسازی سپرد. همزمان ورود چای خارجی از مبادی قانونی و غیر قانونی و توزیع آن در کشور ادامه داشت. و چون دولت هیچ گونه نظارتی بر اجرای دقیق طرح پیشنهادی خود انجام نداد در نتیجه بیش از 140 هزار تن از چای که در حد فاصل سالهای79 لغایت 82 تولید شده بود به دلیل فروش نرفتن در انبارهای سازمان چای و بخش خصوصی دپو شد و مدیران کارخانه های چایسازی که از بانک وام گرفته و پول چایکاران را به مدت 3 سال پرداخت کردند به خاطر بدهی به سیستم بانکی ممنوع الخروج شدند.
وی در ادامه در خصوص علت فروش نرفتن چای ایرانی علی رغم افزایش مصرف چای در ایران یاد آور شد : چای یک محصول ذائقه ای است برخی آن را با طعم هل و برخی دارچین و .... می نوشند طعم چای ایرانی با چای های خارجی مثل هندی و آسا متفاوت است اگر چه این طعم روزگاری مورد پسند مردم ایران بود اما از اوایل دهه 70 به دلیل سیاست های غلط دولت ، به مرور زمان ذائقه مردم تغییر کرد همانطور که ذائقه مردم در خصوص نوشابه های گاز دار تغییر کرد متاسفانه مردم ما را اسانس خور کرده اند. همین مسئله سبب شده تا چای ایرانی فروش نرود
سمیعی سپس این ادعا که کارخانه های چایسازی ایران توان و قابلیت رقابت با کارخانه های چایسازی خارجی را ندارند صریحاً رد و تاکید کرد: ما هم می توانیم چای اسانس دار تولید کنیم ولی وزارت بهداشت ما را از تولید جای با اسانس منع کرده است و می گوید که اسانس ها سرطان زا هستند در حالی که چای خارجی با اسانس برگاموت کاملاً آزادانه در تمام سوپر مارکت های ایران به فروش می رسد و این یعنی در حالی که دولت نمی تواند وظایف حاکمیتی خود را به درستی انجام دهد و جلوی قاچاق و توزیع کالای فاقد مجوز را بگیرد، با اعمال تبعیض نسبت به کارخانجه های چایساز ی زمینه نابودی چای ایرانی را فرآهم کرده است.
وی در ادامه در خصوص اقدام برخی مسئولین جهت فروش چای سنواتی دپو شده در انبارها در سال های گذشته اظهار داشت : چای سنواتی آفتی است که صنعت نیمه جان چای را تهدید می کند. بر اساس نظر کارشناسان سازمان بهداشت چای که سه سال از زمان تولیدش بگذرد از نظر انسانی دیگر قابل شرب نیست. بر اساس نظر فقها و مراجع فروش این چای به نیت استفاده انسانی چه در داخل ایران و چه در خارج از کشور عملی غیر شرعی است علاوه بر این صادر کردن این چای به اعتبار و حیثیت چای و تجار ایرانی لطمه می زند . با این تفاسیر استاندار گیلان می گوید که برای جلوگیری از پایمال شدن بیت المال باید چای سنواتی را بفروش برسانیم .
سمیعی ادامه داد: در سال های گذشته با حمایت استاندار گیلان53 هزار تن چای سنواتی جهت صادرات به کشورهای همسایه به مزایده گذاشته شد. در حالی که هیچ تضمینی وجود ندارد این چای صرفاً در مصارف صنعتی به کار رود همچنین هیچ تضمینی هم وجود ندارد که تمام این این چای صادر شود و وارد بازار داخلی نگردد لذا پیشنهاد ما این است که یا تمام این چای سنواتی معدوم گردد و یا اگر قرار است در مصارف صنعتی و غیر انسانی بکار رود ابتدا با نظارت وزارت بهداشت و سازمان استاندارد تمام چای ممهور به مهر غیر قابل شرب انسانی گردد و سپس نظارت دقیقی صورت گیرد تا این چای وارد بازار داخلی نگردد اما ایشان می گویند : چای های سنواتی را ابتدا گند زدایی کرده و سپس صادر خواهند در حالی که گند زدایی از چای در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد و اساساً چنین عملی غیر ممکن است.
نگاه سنتی و بی توجهی به بازار و تکنولوژی روز
بی توجهی به بازار و سلایق مردم و عدم بکارگیری از شیوه های مدرن بازاریابی و تجارت و تولید به شیوه سنتی مهمترین عامل بحران صنعت چای از دیدگاه مهندس مجید میرزایی کارشناس بازار و تجارت است . وی تاکید می کند : نگاه ما به مسئله چای یک نگاه سنتی است تمام ارکان و دست اندرکاران امر چای اعم از کشاورز و کارخانه دار ، تاجر و حتی دولت هنوز با نگاه سنتی و با تکیه بر عوامل سنتی می خواهند بحران چای را مدیریت کنند غافل از آنکه علت وقو ع این بحران تکیه بر همین عوامل سنتی است . این در حالی است که سلیقه، ذائقه و معیار مصرف کننده ما با توجه به رشد تکنولوژی و ارتباطات تغییر یافته است.
وی با اشاره به نقش تکنولوژی در زندگی امروز تصریح کرد: ما در عصر تکنولوژی و ارتباطات زندگی می کنیم و ناچار به قبول اثرات تکنولوژی بر بازار و جامعه هستیم و نباید از کنار این ویژگی ها بی تفاوت بگذریم . واقعیت این است که در این عصر مصرف کنندگان ما هر چیزی را باور نمی کنند برای افزایش اطمینان به ممصرف کننده چای چه راهی بهتر از القای حس پاکیزگی و رعایت بهداشت و استاندارد های روز دنیا و رعایت حقوق مصرف کننده سراغ دارید؟
به گفته میرزایی یک طراحی نشات گرفته از فرهنگ یک جامعه، یک طراحی زیبا که در ضمیر ناخودآگاه مصرف کننده تاثیر مثبت بگذارد ؛ یک نوع بسته بندی که به لحاظ حجم و ظاهر مورد پسند و علاقه خریدار باشد بیشتر منجر به فروش می شود تا بسته بندی هایی که همچنان ظاهر سنتی فاقد خلاقیت ، زیبایی و... باشند.
این کارشناس بازار و تجارت در ادامه به اهمیت توجه و شناسایی ذائقه مردم خاطر نشان می دارد : به نظر می رسد برخی از تولید کنندگان کما کان ذائقه و سلیقه خود را مهمتر از ذائقه و سلیقه مصرف کننده می دانند و یا تصور می کنند مردم ناچار به خرید محصولاتشان هستند.
میرزایی عامل بعدی بحران چای را بی توجهی به شیوه های جدید بازاریابی و تجارت و فروش می داند و می گوید: در عصر امروز در حوزه اقتصاد ، تولید و تجارت برند نقش بسزایی دارد معمولاً مصرف کنندگان به برندهای مشهور که به طور مداوم با مشتری در ارتباط بوده اعتماد بیشتری می کنند. این در حالی است که تولید کنندگان چای از این نکته مهم و کلیدی غافل هستند برای برقراری ارتباط با مشتری راههای بسیاری وجود دارد تبلیغات یکی از همین راههاست از این رو بسیاری از برندهایی که اعتبار جهانی دارند و همه مردم آنها را می شناسند همچنان حضور ی پررنگ در عرصه تبلیغات دارند وقتی وارد یک فروشگاه می شوید و از میان چندین بطری آب با برند های متفاوت بطری خاصی را می خرید در واقع به کیفیت و تنوع بسته بندی و تبلیغات آن برند جواب مثبت می دهید و گرنه آب داخل بطری ها تفاوتی با هم ندارند آب همان آب است . این تحلیلگر بازار و تجارت می گوید : امروزه طراحی و بسته بندی و بازاریابی ، تجارت و فروش هر کدام به تنهایی یک علم و تخصص به شمار می روند و تا زمانی که تولید کنندگان و دست اندرکاران چای از این افراد بهره و مشاوره نگیرند چای ایرانی همچنان در اغما به سر خواهد برد.
شتابزدگی دولت در اجرای طرح اصلاح ساختار چای
از دست دادن انگیزه چایکاران در اصلاح و بهسازی باغ های چای به ویژه در باغداران عمده و بزرگ و به تبع کاهش تولید چای داخلی پیامد شتابزدگی دولت در اجرای طرح اصلاح ساختار چای بود که رسولی یکی از چایکاران غرب گیلان بدان اشاره می کند
وی در ادامه تصریح کرد: اجرای طرح اصلاح ساختار چای بدون آنکه نظارتی از سوی دولت در این خصوص صورت بگیرد و بی تجربگی کارخانه داران چایسازی و منفعت طلبی برخی تجار بزرگ و عمده در سال 79 و پس از آن سبب شد تا چای با بحران جدی روبرو شود بحرانی که هنوز حل نشده است . البته بعد ها به ویژه در سالهایی که در غیاب سازمان چای ، سازمان تعاون روستایی مسئولیت چای را برعهده گرفت چون این سازمان صرفاً مباشر خرید بود و پول چای توسط دولت نهایتاً با 20 روز تاخیر پرداخت می شد لذا بسیاری از باغداران انگیزه مضاعف گرفتند تا بخشی از باغاتی را که پس از اجرای طرح اصلاح ساختار چای رها کرده بودند مجدداً اصلاح و بهسازی کنند. البته منظورم اصلاح و بهسازی واقعی یعنی از ته بریدن بوته های چای نیست اما حداقل باغات مجدداً هرس شدند و کشاورزان هر سال برگ ها را به طور منظم برداشت کردند.
رسولی سپس با اشاره به اینکه پس از شکل گیری و ابقای دوباره سازمان چای روند رها سازی و تخریب و حتی تغییر کاربری باغ های چای مجدداً آغاز گشت، تصریح کرد: متاسفانه پس از شکل گیری مجدد این سازمان بحران چای به ویژه در خصوص چایکاران تشدید شد و چایکاران بسیاری به دلیل عدم به موقع پرداخت پول برگ سبز چای که گاهاً با تاخیر یک ساله هم همراه شد و نیز عدم حمایت دولت از آنها انگیزه خود را از دست دادند. متاسفانه به دلیل اینکه این سازمان هم متولی بخش صنعت دست اندرکار در چای و هم متولی چایکاران بود نتوانست وظایف خود را به نحو مطلوبی انجام دهد همین امر سبب شد تا در خوشبینانه ترین حالت تولید چای به یک سوم سال 78 کاهش یابد یعنی چیزی حدود 80 تا 90 هزار تن برگ سبز چای که حدود 20 تن چای خشک از آن بدست می آید.
عدم مسئولیت پذیری دولت قبلی مهمترین عامل بحران چای است
چند سال پیش شعبانی نائب رئیس وقت اتحادیه چایکاران اعلام کرد: به تبع کاهش سطح زیر کشت باغات چای فعالیت کارخانه های چایسازی نیز کاهش یافته به گونه ای که 80 کارخانه از مجموع 180 کارخانه فعال در این عرصه تعطیل شده اند و مابقی نیز با ظرفیتی کمتر از توان خود تولید می کنند . این موضوعی است غلامعلی جعفرزاده نماینده مردم رشت نیز بر آن تاکید می کند و می گوید: به نظر من مهمترین وقوع این بحران در صنعت چای عدم مسئولین پذیری دولت و عدم اتخاذ یک استراتژی مدون و منطقی است متاسفانه دولت قبلی در هیچ بخشی اعم از کشاورزی و .... استراتژی ثابت و مدونی نداشت. اساساً دولت قبلی همیشه به انحای مختلف از مسئولیت پذیری فرار کرده است به عنوان مثال دولت همیشه می گفت : در خصوص تعیین سازو کار خرید برگ سبز چای به استانداران تفیض اختیارات کامل داده ام اما در نهایت این طور نبود. و در عمل تمام تصمیمات در تهران گرفته می شود. در یک دوره ای هم گفتند که تمام اختیارات را به کارخانه داران دادیم. بنابراین به نظرم اولین گام مسئولیت پذیری دولت است.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس ادامه داد: دولت در خصوص محصولات کشاورزی اعم از چای ، برنج ، گندم و.... سیاست خرید تضمینی را اتخاذ کرده است . و این در حالی است که تجربه کشور های توسعه یافته و کشورهایی که در حوزه کشاورزی کار کرده اند، نشان می دهدکه متد تضمین خرید محصولات کشاورزی موفق تر از سیاست خرید تضمینی بوده است. دولت در سیاست خرید تضمینی می گوید هر چه دارید من می خرم اما در تضمین خرید می گوید هر چه کیفیت محصولات شما بالاتر باشد من هم به قیمت بالاتر و عادلانه محصولات تولیدی شما را از شما می خرم البته یک نرخ کف هم تعیین می کند.
وی در ادامه تصریح می کند : با اتخاذ سیاست تضمین خرید همه دست اندر کاران صنعت چای در یک فضای رقابتی قرار خواهند گرفت و تلاش می کنند تا در جهت کسب منافع بیشتر محصول با کیفیت تری تولید کنند.از زمانی که دولتها تضمین خرید را به خرید تضمینی تبدیل کردند، کیفیت محصولات کشاورزی هر روز بیشتر از روز قبل افت کرد . در این شرایط هیچکس اعم از کشاورز ،کارخانه دار ، تاجر و ... به کیفیت محصول توجه نکرد . چایکار به صورت غیر اصولی چای را برداشت کرد و کارخانه دار ما هم نه تنها در ارتقای کیفیت محصولات خود تلاش نکرد حتی به دنبال ارتقای بسته بندی محصولات خود متناسب با علم روز دنیا نرفت.
نماینده مردم رشت تقسیم چای به درجه یک و درجه دو را کافی نمی داند و می گوید: اینکه برگ سبز چای را به درجه یک و دو تقسیم کنیم و 2 نرخ متفاوت برای خرید تعیین کنیم کافی نیست. به نظرم دولت باید نظارت خود را افزایش دهد و در تمام مراحل تولید نظارت دقیق داشته باشد و حتی درقبال محصول نهایی تولید شده هم مسئولیت پذیر باشد.و اگر نمی خواهد که داستان ابریشم، زنبورداری و.... تکرار شود ، باید به طور مستقیم وارد کار شود.
جعفرزاده ادامه داد: نکته بعدی که به نظرم خیلی هم مهم است جلوگیری از ورود کالای قاچاق به داخل کشور است و این معضلی که تمام بخش ها را تحدید می کند.همانطور که مقام معظم رهبری می گویند تا زمانی که جلوی قاچاق کالای خارجی را نگیریم تولید داخلی رشد نخواهد کرد. در خصوص چای هم به نظرم واردات چای خارجی بیش از نیاز سالانه کشور است همین امر سبب می شود تا تمام برنامه ریزی ها با مشکل مواجه شود .
*روزنامه نگار