نقش الگوی سرآمدی در توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرک توسعه پایدار گیلان

کیوان بهمنش *






استان گیلان با داشتن 9 دهم درصد اراضی زیر کشت کشور باید از قطب‌های مهم کشاورزی ایران عزیزمان باشد و بتواند نقش مهمی در پویایی اقتصادی میهن داشته باشد ! ولی آیا اینگونه است ؟
به راستی استان سرسبز و توانمندی همچون استان گیلان ، با برخورداری از نعمت های الهی و دارا بودن 413 هزار هکتار زمین حاصلخیز ، 600 هزار هکتار جنگل و 240 هزار هکتار زمین شالیکاری که همه ساله میتواند افزون بر دو میلیون و 400 هزار تن انواع محصولات زراعی ، باغی ، دامی ، شیلاتی و ابریشم تولید کند بطوریکه 2 تا 90 درصد نیاز کشور را بر آورده سازد ، چه جایگاهی در اقتصاد این مرز و بوم دارد ؟
با توجه به روند روز افزون جمعیت و محدود بودن منابع غذایی ، در نقشه راهبردی توسعه پایدار استان ، روی این بخش از اقتصاد چقدر حساب باز نموده ایم و اصولاً با بکارگیری تکنیک های پیش نیاز تدوین راهبردهای استان همچون SWOT ( ماتریس تحلیلی نقاط ضعف ، نقاط قوت / فرصتها ، تهدیدها ) جایگاه کشاورزی را در توسعه پایدار استان چگونه دیده ایم ؟
در اینکه بخش کشاورزی ، با داشتن 68 درصد ترکیب اشتغال و 24 درصد تولید ناخالص ملی نقش ویژه ای در توسعه کشور میتواند ایفا نماید و میتواند با ایجاد فرصت های شغلی به ویژه در مناطق روستایی فقر را ریشه کن سازد و از مهاجرت های ناخواسته تولید کنندگان بخش کشاورزی به شهرها جلوگیری کند ، هیچگونه تردیدی نباید داشته باشیم .
در اینکه بخش کشاورزی استان در تولید زیتون رتبه سوم ، مرکبات رتبه پنجم ، مرغ مادر رتبه دوم ، مرغ گوشتی رتبه پنجم ، زراعت صنوبر رتبه اول ، تولید عسل رتبه ششم ، آبزی پروری رتبه دوم ، صید ماهیان خاویاری رتبه سوم ، صید و صیادی در کشور رتبه نخست را دارد ، هیچ ابهامی نداشته باشیم .
ولی پرسش اصلی این است ؛
آیا با بهره برداری هوشمندانه از این ظرفیت خدادادی که حتی میتواند برای توسعه یافتگی یک کشور هم کافی باشد ، میتوانیم کشاورزی را یکی از دو موتور اصلی توسعه پایدار این استان محسوب نماییم !؟
امروزه دستیابی به هرگونه اهداف استراتژیک در یک حوزه خاص ، درگرو این است كه سازمانهای آن حوزه در ابعاد مختلف به سمت سرآمدی و برتر شدن حركت كنند و با بکارگیری شیوه های علمی و رویکردهای نوین علمی و با برنامه ریزی راهبردی درجهت قوی كردن سازمان خود گام بردارند . به عبارت دیگر لازمه دستیابی به توسعه پایدار در یک بخش ، دارا بودن سازمانهای هوشمند ، چابک و سرآمد در آن بخش است .
یكی از راهكارهای اساسی دستیابی به سازمانهایی با ویژگی های فوق ، كه از تناسب فرهنگی ، انسانی و ساختاری بیشتری با شرایط سازمانی و كسب و كار بومی در میهن عزیزمان برخوردار است و درعمل نیز در بسیاری از سازمانها به اثبات رسیده مدل سرآمدی یا تعالی سازمانی است.
در این یادداشت میخواهیم با بیان مفاهیم بنیادین مدل سرآمدی ، بیان نماییم که چگونه بکارگیری این الگوی مدیریتی در سازمانهای متولی توسعه پایدار کشاورزی استان گیلان ، میتواند استان ما را به سر منزل توسعه پایدار در صنعت کشاورزی رهنمون سازد .
به عبارت دقیق تر هرگز نمیتوانیم روی بخش کشاورزی استان به عنوان یک موتور محرکه سرآمد برای توسعه استان مان حساب باز نماییم ، مگر اینکه ابتدا برای سرآمد شدن سازمان های متولی بخش کشاورزی استان از قبیل جهاد کششاورزی ، شیلات و آبزیان ، منابع طبیعی ، تعاون روستایی و ... برنامه های راهبردی کوتاه مدت داشته باشیم و از طریق سرآمد نمودن این سازمانها ، بتوانیم گامی اساسی برای توسعه پایدار بخشس کشاورزی بر داریم .
مدل تعالی سازمانی در واقع میتواند چارچوبی روشمند برای ارزیابی عملکرد سازمان های متولی بخش کشاورزی استان گیلان در دو حوزه فرآیند ها و نتایج حاصل از این فرآیند ها قرار گیرد. بر اساس آموخته های مدیریت کیفیت جامع (TQM) ، توجه به ارزش ها و مفاهیم بنیادین هشت گانه به شرح زیر، میتواند موفقیت و ایجاد بهبود مستمر سازمان های متولی بخش کشاورزی استان گیلان را در مسیر دستیابی به هدف استراتژیک توسعه پایدار ، هموار و تضمین نماید
توسعه قابلیت های سازمانی
هدایت خلاقیت و نوآوری
رهبری با دوراندیشی، الهام بخشی و درستی
مدیریت با چابکی
موفقیت از طریق استعداد کارکنان
پایدارسازی نتایج برجسته
ارزش افزایی برای مشتریان
خلق آینده ای پایدار
ارزش ها و مفاهیم بنیادین سرآمدی ، که در ادامه این یادداشت تشریح خواهند شد ، بدون توجه به نوع فعالیت و اندازه سازمان ها ، برای کلیه آنها قابل استفاده بوده و مدل سرآمدی سازمانی را پشتیبانی می کنند . و در واقع بنا داریم در این یادداشت بیان نماییم ، که چگونه برای خلق توسعه پایدار در بخش کشاورزی ، بکارگیری مفاهیم بنیادین سرآمدی ، میتواند سازمانهای متولی توسعه کشاورزی را در استان گیلان یاری رساند .
واژه‌هاي كليدي :
الگوی سرآمدی – توسعه پایدار – کشاورزی – نتایج – رهبری – مدیریت چابک – ارزش افزایی – خلق آینده ای پایدار – خلاقیت و نوآوری
مقدمه :
توسعه پایدار در بخش کشاورزی تصادفی و یك شبه به دست نمی آید ، بلكه لازم است با تدبیر و برنامه ریزی بلندمدت روی ابعاد مختلف سازمان های متولی کشاورزی در استان مان ، فعالیت نموده و این سازمان ها را به یك سازمان سرآمد تبدیل كرد . درصورتی كه این سازمان ها در سطوح مختلف و تا اعماق خود به سرآمدی دست یابند ، می توان از آن ، انتظار توسعه پایدار را در بخش کشاورزی داشت . توسعه پایدار کشاورزی نیازمند پشتیبانی و تداوم است و این تداوم از درون سازمانهای متولی کشاورزی میبایست نشأت گیرد .
بنابراین ، لازم است ابتدا از سازمانهای متولی کشاورزی ، سازمانی سرآمد درست كرد كه حاصل آن ارتقای كیفیت محصول و خدمات کشاورزی ، توجه به مشتری و قیمت ارزان است و از این طریق است كه می توان به مزیت رقابتی در امر کشاورزی در بین استانهای میهن و حتی کشورهای همجوار دست یافت .
براین اساس و باتوجه به اهمیت موضوع برای پیاده سازی مدل سرآمدی در سازمان های متولی کشاورزی لازم است مباحث زیر موردتوجه قرار گیرد.
الف – ایجاد بنیادهایی برای سرآمدی این سازمانها
ب – استقرار مدل سرآمدی در این سازمانها
برای اینكه سازمان های متولی کشاورزی در استان گیلان هرچه بیشتر به سمت سرآمدی حركت نمایند ، نیازمند ایجاد بنیادهای صحیح در انها هستیم . سرآمدی مانند یك خانه است كه برای ساخت و تداوم آن نیاز است بنیادهای اولیه درست و به جا ایجاد شوند . به طوركلی بنیادهای اساسی یك سازمان سرآمد كه به دنبال توسعه پایدار است را می توان به شرح زیر بیان كرد:
نتیجه گرایی؛
سرآمدی ، دستیابی به نتایجی است كه رضایت كلیه ذی نفعان را دربرداشته باشد.
مشتری مداری؛
سرآمدی ، خلق ارزشهای مطلوب مشتری است.
رهبری و ثبات در مقاصد؛
سرآمدی ، رهبری دوراندیش و الهام بخش همراه با ثبات در مقاصد است.
مدیریت مبتنی بر فرایندها و اولویتها؛
سرآمدی ، مدیریت سازمان ازطریق مجموعه ای از سیستم ها، فرایندها و اولویتهای مرتبط و به هم پیوسته است.
توسعه و مشاركت كاركنان؛
سرآمدی ، حداكثر كردن مشاركت كاركنان ازطریق توسعه و دخالت دادن آنها در امور است.
یادگیری، نوآوری و بهبود بهتر؛
سرآمدی ، به چالش طلبیدن وضع موجود و ایجاد تغییر به منظور نوآوری و خلق فرصتهای بهبود با استفاده از یادگیری است.
توسعه همكاریهای تجاری؛
سرآمدی ، توسعه و حفظ همكاریهایی است كه برای سازمان ارزش افزوده تر ایجاد می كند.
مسئولیت اجتماعی سازمان؛
سرآمدی ، فراتر رفتن از چهارچوب حداقل الزامات قانونی است كه سازمان در آن فعالیت می كند و تلاش برای درك و پاسخگویی به انتظارات ذی نفعان سازمان در جامعه است.
در این یادداشت بصورت خیلی خلاصه می خواهیم مفاهیم بنیادین سازمان های سرآمد را تشریح نماییم و در واقع با بیان نمودن ویژگی های سازمانهای سرآمد ، عنوان نماییم که بکارگیری راهبرد سرآمدی در سازمان های متولی کشاورزی در استان گیلان ، میتواند هموار کننده مسیر پر چالش توسعه کشاورزی در استان ما گیلان بوده و رویکرد به این الگو میتواند تضمین کننده توسعه پایدار بخش کشاورزی در استان گیلان باشد .
پیاده سازی الگوی سرآمدی در سازمانهای متولی کشاورزی استان گیلان :
به طوركلی برای استقرار الگوی سرآمدی كسب و كار در سازمان های متولی کشاورزی استان ، لازم است در دو زمینه كلی زیر كار شود :
الف – ایجاد توانمندسازها برای سرآمدی :
بخش عمده ای از مدل سرآمدی مربوط به توانمندسازها است . رونق كسب و كار و مزیت رقابتی در حوزه کشاورزی استان گیلان ، درگرو توجه به كلیه توانمندسازها در سازمانهای متولی کشاورزی است و این به خاطر آن است كه توانمندسازها در تولید كیفیت محصول و خدمات ، صرفه جویی و … دخیل هستند . درهمین جا شعر فردوسی مصداق پیدا می كند كه می گوید « توانا بود هركه دانا بود، ز دانش دل پیر برنا بود » یعنی ازطریق توجه به توانمندیها می توان سازمان را از حالت رخوت و سستی نجات داد و آن را به یك سازمان رقابتی تبدیل كرد.
مؤلفه های مربوط به توانمندسازی مدل سرآمدی بستر رونق تجارت کشاورزی را در استان ما فراهم خواهد ساخت . مطابق با الگوی سرآمدی ، سازمان های سرآمد ، پنج دسته توانمند ساز به شرح زیر را بکار میگیرند :
۱ – رهبری: در این مقوله در سازمان های متولی کشاورزی ، اقدامات زیر را بایستی انجام داد چرا كه این اقدامات زیربنای كسب مزیت رقابتی و توسعه پایدار در حوزه کشاورزی استان خواهد بود :
رهبران، ارزشها و مأموریت سازمان را تعیین و به عنوان الگوی فرهنگ تعالی عمل می كنند.
رهبران، نظامهای مدیریت و بهبود را به كار گرفته و توسعه می دهند.
رهبران، در یك نقش چندگانه با مشتریان، شركا و نمایندگان جامعه در ارتباط هستند.
رهبران، فرهنگ سرآمدی را در سازمان تقویت می كنند.
رهبران، از ایجاد تحول در سازمان حمایت می كنند.
۲– خط مشی و استراتژی: در این مقوله در سازمانهای متولی کشاورزی ، باید نسبت به تدوین خط مشی ها و استراتژی ها که دارای خواص زیر باشند ، اقدام نمود :
رهبران، از ایجاد تحول در سازمان حمایت می كنند.
براساس نیازها و انتظارات حال و آینده ذی نفعان استوار است.
خط مشی ها به طور آگاهانه و براساس اندازه گیری عملكرد و مقایسه های بیرونی تدوین می شود.
خط مشی ها با روش معینی در سازمان به اجرا درمی آید.
۳ – شراكتها و منابع: در این مقوله سازمان های متولی کشاورزی ، درقبال شراكتها و منابع به نحو زیر باید عمل نمایند ، تا بتوانند به مزیت رقابتی و توسعه پایدار دست یابد.
شراكتهای محیطی تحت مدیریت قرار می گیرد.
منابع مالی سازمان ، مدیریت می شوند.
دارائیهای سازمان مدیریت می شود.
فناوری در سازمان تحت مدیریت قرار دارد.
دانش كاركنان مدیریت می شود.
۴ – منابع انسانی: منابع انسانی كه نقش مهمی در سرآمدی دارد بایستی در سازمان های متولی کشاورزی به خوبی توانمند شوند در این مقوله برای كسب مزیت رقابتی لازم است به طوركلی با منابع انسانی به نحو زیر رفتار شود.
با برنامه ریزی ، منابع انسانی بهبود می یابد.
دانش و خلاقیت كاركنان از قوه به فعل درآید.
از مشاركت كاركنان به عنوان یك عامل توسعه ای استفاده شود.
روابط و گفت گوی دوطرفه بین كاركنان و مدیریت سازمان برقرار شود.
عملكرد كاركنان موردتوجه سازمان قرارگیرد.
۵ – فرایندها: فرایندها به عنوان اتصال دهنده همه فعالیتهای سازمان های متولی کشاورزی ، در توانمندسازی و كسب مزیت رقابتی و توسعه پایدار ، نقش زیادی دارند. براین اساس لازم است فرایندهای این سازمان ها به نحو زیر مدیریت شود تا از نتیجه آن ، این سازمان ها به اهداف خود دست یابند .
طراحی و مدیریت درست فرایندها
مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی برمبنای نیاز مشتریان و ذی نفعان
طراحی و توسعه محصول و خدمات براساس نیاز مشتریان و ذی نفعان
مدیریت مداوم ارتباط با مشتریان و ذی نفعان و بهبود آن.
ب – مؤلفه های مربوط به نتایج سرآمدی برای مزیت رقابتی :
درصورتی كه روی توانمندسازی سازمان های متولی کشاورزی خوب كار شود نتیجه آن در بخش عملكردی سازمانی تجلی پیدا می كند. اگر به توانمندسازها توجه زیادی شود ولی نتیجه ای به دست نیاید در این صورت، این سازمان ها در كسب مزیت رقابتی و هدف توسعه پایدار ، توفیقی نداشته ، بنابراین لازم است به مؤلفه های نتیجه ای مدل سرآمدی نیز توجه ویژه ای شود.
توجه به مؤلفه های چهارگانه نتیجه ای در سازمان های متولی کشاورزی ، به شرح زیر به توسعه پایدار منجر می شود :
۱ – نتایج جامعه: در این مقوله نتایج مربوط به جامعه با دو دسته شاخص مورداندازه گیری قرار می گیرد.
– شاخصهای برداشتی جامعه از محصولات و خدمات سازمان های متولی کشاورزی نظیر انتشار اطلاعات ، رفتار اخلاقی ، خدمات فنی و…
– شاخصهای عملكردی در داخل سازمان های نظیر دریافت گواهی نامه های استانداردی ، شاخص های آماری و…
۲ – نتایج مشتری: در این مقوله نیز نتایج با دو دسته شاخص سنجیده می شود.
– شاخصهای برداشتی نظیر نظرسنجی ، پاسخگویی و ارتباط با مشتریان و ذی نفعان
– شاخصهای عملكردی نظیر شكایات مشتریان و ذی نفعان ، میزان رضایت اعلام شده مشتریان و ذی نفعان و…
۳ – نتایج منابع انسانی: این مقوله با دو دسته شاخص اندازه گیری می شود.
– شاخصهای برداشتی كه مربوط به ادراك كاركنان از اقدامات سازمان است و روی رضایت آنان تاثیر فراوانی دارد. مواردی نظیر ارتقا ، مشاركت، رهبری، تشویق و… دراین دو دسته از شاخصها قرار دارد. لازم به ذکر است که کارکنان شاغل در بخش کشاورزی گستردگی بسیار زیادی داشته و مقصود هم کارکنان داخل این سازمانها بوده و هم کارکنان فعال در بخش کشاورزی نظیر کشاورزان و …
– شاخصهای عملكردی مربوط به اقدامات انجام شده سازمان درمورد كاركنان است و شامل ارائه خدمات ، اقدامات مربوط به حوادث و…
۴ – نتایج كلیدی عملكرد: نتایج كلیدی عملكرد با شاخصهای زیر سنجیده می شود.
– دستاوردهای كلیدی عملكرد نظیر دستاوردهای مالی بازار و سودآوری بخش کشاورزی
– شاخصهای كلیدی عملكرد نظیر جریان نقدینگی ، هزینه های سازمان و …
نتيجه گيری و پيشنهادات :
یكی از راهكارهایی كه از تناسب فرهنگی ، انسانی و ساختاری بیشتری با شرایط سازمانی و كسب و كار بومی برخوردار است و درعمل نیز در بسیاری از سازمانها به اثبات رسیده مدل سرآمدی یا همان استاندارد (EUROPEAN, FOUNDATION, QUALITY, MANAGEMENT)E.F.Q.M است.
بکارگیری مدل تعالی سازمانی ، در واقع میتواند یک چارچوبی روشمند برای ارزیابی عملکرد سازمان های متولی کشاورزی استان گیلان در دو حوزه فرآیند ها و نتایج حاصل از این فرآیند ها باشد . دستاوردهای حاصل از ارزیابی در این مدل ، نقاط قوت این سازمان ها و زمینه های قابل بهبود آنها را برای دستیابی به بهبود مستمر و در نتیجه توسعه پایدار ، مشخص می نماید .
ارزش ها و مفاهیم بنیادین سرآمدی ، که در این مقاله تشریح شدند ، بدون توجه به نوع فعالیت و اندازه سازمان های متولی کشاورزی ، برای کلیه آنها قابل استفاده بوده و مدل سرآمدی سازمانی را پشتیبانی می کنند . و در واقع برای خلق توسعه پایدار در بخش کشاورزی ، بکارگیری مفاهیم بنیادین سرآمدی ، میتواند سازمانهای متولی توسعه کشاورزی را در استان گیلان یاری رساند .
*فعال اجتماعی