همراه با دو فرانسوی در خیابان های رشت / به دنبال جایی برای استراحت


مجله ناجه ، بهروز مهدیزاده - این نکته همیشه نه تنها برای مردم گیلان بلکه برای کل ملت ایران صدق می کند که ما ملت میهمان نوازی هستیم، آنقدر به اصطلاح خارجی ها را دوست داریم که اگر یک نفرشان را هم در روستاهای دوردست درمانده ببینیم، هرطور که شده به او کمک می¬کنیم. قطعا این ویژگی اخلاقی جز خصوصیات ذاتی مهمان نوازی ماست و این را باید بگذاریم به حساب صلح دوستی و مصالحه نگری با مردم کل دنیا. همین یک خصیصه بار فقدان امکانات و اقتضاعات گردشگری در ایران را به تنهایی به دوش می کشد، چراکه تا کنون هیچ توریست خارجی نشده که به ایران بیاید و از مهمان نوازی ملت ایران حرفی نزده باشد. اما در همه شهرهای گیلان هیچ گونه ضوابط و لوازم مورد نیاز یک گردشگر دیده نشده است. یعنی این فکر نشده که احتمال دارد گردشگر خارجی حتی برای یک روز بخواهد به شهری مثل رشت بیاید و چطور این توریست بخت برگشته پس از یک سفر طولانی براحتی بتواندآدرس یک هتل را در پیچ و خم های رشت پیدا کند. مسیریابی یکی از معضلات بزرگ شهری نه تنها برای بیگانگان بلکه برای مردم بومی گیلان هم محسوب می شود. متاسفانه دائما حرف از توسعه گردشگری و سرمایه گذاری از سوی مسئولین شنیده می شود اما مطمئنا تاکنون هیچ یک از این آقایان حتی برای یک ثانیه به موارد اساسی و مورد نیاز و لازمه توسعه گردشگری فکر نکرده اند. ساده ترین خواسته یک گردشگر خارجی وقتی به یک شهر بیگانه وارد می شود این است که حداقل در این ترافیک سنگین خیابان های کوچک شهرهای گیلان بتواند براحتی بدون کمک کسی اقامتگاه خود را پیدا کند، نه اینکه مثل فابیان بعد از دوازده ساعت رانندگی از تبریز به رشت، کاملا خسته و درمانده، دوساعت هم علاف خیابان های رشت شود تا بتواند هتلی را پیدا کند که پارکینگ هم ندارد.
بگرد تا دنیا دور سرت بچرخه
فایبان به همراه همسرش، زوج فرانسوی 60 ساله ای بودند که مدتی پیش تصمیم گرفتند به کشور اسرار آمیز ایران –به گفته خودشان- سفر کنند تا با فرهنگ مردم و تاریخ غنی اش از نزدیک آشنا شوند. برنامه سفرشان در ایران، بازدید از تبریز، رشت و ماسوله، اصفهان، شیراز و در نهایت مجددا تبریز بود. این زوج بازنشسته با یک کاروان شخصی تصمیم گرفتند که دور دنیا را سفر کنند در این میان، ایران همیشه برایشان جذابیت خاصی داشت. به طور تصادفی آن ها را می بینم که سرگشته دنبال آدرس هستند. از فابیان به انگلیسی پرسیدم چرا ایران را به عنوان مقصد گردشگری خود انتخاب کردی که گفت: اولا به خاطر تاریخ و تمدن چنین هزار ساله اش که قطعا فرهنگ غنی در خود حمل می کند، دوم به دلیل تبلیغات بدی که از سوی دولت ورسانه های غربی از ایران می شود تصمیم گرفتم که از نزدیک با مردم ایران آشنا شوم. همین دو انگیزه باعث شد این زوج فرانسوی سفر طولانی خود را از فرانسه به ایران شروع کنند. ماجرای آشنایی من با این زن و شوهر گردشگر درست بر سر بزرگترین معضل گردشگری شهرهای گیلان کلید خورد، زمانی که این دو نفر به مدت دو ساعت به دنبال هتل اردیبهشت نو در کل شهر آواره شده بودند، به مانند همه کسانی که به رشت می آیند مخاطب این دو زوج قرار گرفتم تا آدرس درست را نشانشان دهم. معلوم نبود این زن و شوهر چطور از بلوار معلم سر در آورند و وقتی که مخاطبشان قرار گرفتم درماندگی و حتی ترس از چهره شان هویدا بود. شهری که حتی برای شهروندان خود از تابلوهای راهنمایی و مسیر یابی کافی برخوردار نیست، نباید انتظار داشت که گردشگر از بودن در این شهر لذت ببرد. هتلی که حتی مجهز به امکانات ساده ای مثل پارکینگ نیست و درجه سه ستاره را با خود یدک می کشد، تو خود بخوان حدیث مفصل گردشگری در گیلان را. همسر فابیان که چهره اش نشان از خستگی سفر می داد از نبود علایم راهنمایی کافی در این شهر گله می کند. وی اعتقاد دارد که چنین شهر پرترافیکی حتما باید مجهز به سیستم اطلاعات مسیر یابی ماهواره ای یعنی GPSباشد تا بتوان براحتی آدرس ها را بدون چرخیدن در کل شهر پیدا کرد. این بار فابیان دهان به شکوه باز کرد و تعداد تابلوهای راهنمایی را بسیار کم دانست. فابیان انتظار داشت پس از یک سفر تقریبا طولانی از تبریز به رشت، هتلی را که از ابتدای مسافرت در خود فرانسه برنامه ریزی کرده بود را به راحتی پیدا کند نه اینکه دو ساعت در کل شهر بچرخد و آدرس را نتواند حتی از روی نقشه ای که داشت پیدا کند.
جای خالی هتل های استاندارد
رشت به لحاظ داشتن اقامتگاه های گردشگری وضعیت مطلوبی ندارد، در کل رشت شاید تنها یک الی دو هتل تقریبا خوب وجود داشته باشد. به طور مثال هتل اردیبهشت نو که یکی از قدیمی ترین هتل های ایران است از دید فابیان و همسرش یک هتل درچه چندم محسوب می شود چراکه وقتی این هتل فضای کافی برای پارکینگ نداشته باشد اسمش را نمی توان هتل گذاشت. حال پس از پیدا کردن هتل مشکل دیگری برای این زوج خسته ایجاد شد و آن هم نداشتن پارکینگ در پر رفت و آمدترین نقطه شهر یعنی شهرداری بود. مجددا با این دو توریست فرانسوی همراه شدم تا پارکینگ عمومی برای کاروان بزرگشان پیدا کنم، در نهایت پس از دور زدن از طرح ترافیک مسیرسعدی به شهرداری، پارکینگ عمومی پیدا کردیم. این همه سرگردانی در کنار ترافیک سنگین رشت خستگی فراوانی به فایبان و همسرش تحمیل کرده بود. فردای آن روز کذایی برای این دو گردشگر، از سفرشان پرسیدم و اینکه چه چیزی از شهرهای ایران توجه شما را بیشتر جلب کرده است، همسر فابیان با خنده به من گفت: اول برخورد بسیار دوستانه مردم و شوخ طبعی شان و دوم بی برنامگی و ترافیک شهری که در رشت امان مسافران را می برد.
وقتی مسئولین صحبت از توسعه گردشگری در گیلان می کنند، مردم دوست دارند بدانند دقیقا چه چیزهایی در ذهنشان نسبت به این پدیده پولساز می گذرد. آیا ساخت چندین هتل و مهمان پذیر بزرگ بدون در نظر گرفتن ساختارهای مورد نیاز آن مشکل گردشگری گیلان را حل می کند؟ آیا با جذب سرمایه گذاری گردشگری بخشی از مشکل اشتغال استان حل می شود؟ آیا بستری برای جذب توریست و به معنای واقعی کلمه گردشگری حرفه ای در گیلان فراهم شده است؟ این ها پرسش هایی است که قدمت بسیار طولانی در ذهن مردم گیلان دارد. رشت به لحاظ موقعیت جغرافیای اش که در مسیر تردد مسافرین قرار می گیرد و با تراکم جمعیتی که دارد از داشتن چند هتل و مهمان پذیر استاندارد و با کیفیت محروم است، به غیر از آن، ساختار شهرسازی رشت به گونه ای بوده که پیدا کردن مسیرها برای یک فرد غیر بومی بسیار سخت است به همین جهت نصب تابلوهای متعدد در سطح شهر و مشخص کردن مسیرهایی که به هتل ها ختم می شوند ضروری به نظر می رسد.